مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٦ - نکته ٢
به عقیده حسیون، فلسفه اولی (متافیزیک) که قدما برای او شأن عالی و اهمیت فوق العاده قائل بودند و آن را «فلسفه حقیقی» و «علم کلی» و «علمالعلوم» و «علم اعلی» میخواندند پایه و اساسی ندارد زیرا مسائل وی از حدود ظواهر طبیعت و محسوسات بیرون است و لهذا از حدود امکان بررسی بشر خارج است.
از «حسیون» کسی که زیاد در این باره اصرار و پافشاری کرده اگوست کنت است و از «عقلیون» کسی که این عقیده را دارد کانت است.
به عقیده اگوست کنت تاریخ فکر بشر تا کنون سه مرحله اساسی را پیموده است: مرحله افسانهای و خیالی، مرحله عقلی و فلسفی، مرحله علمی و حسی. در مرحله اول که مربوط به دوران کودکی و توحش بشر است بشر تمام حوادث را مربوط میکرد به ارباب انواع و ارواح طیبه و خبیثه. در این مرحله، بشر هر حادثهای را که میدید از قبیل برف و باران و قحط و فراوانی و مرض و صحت و صلح و جنگ، آن را مربوط میکرد به اراده خدایان و دخالت ارواح نیک و بد. در مرحله دوم، فکر بشر ترقی کرده و دریافته است که نمیتوان حوادث طبیعت را با اراده خدایان توجیه نمود، علل حوادث طبیعی را باید در خود طبیعت جستجو کرد. لهذا در این مرحله فرضهای عقلی را در توجیه حوادث پیش میکشد و پای قوای طبیعی و صور نوعیه و نفس نامیه و نفس حیوانیه و نفس ناطقه را به میان میآورد. این مرحله از مرحله اول کاملتر است ولی آخرین مرحله نیست بلکه حلقه متوسطی است که مرحله اول را به مرحله سوم مرتبط میکند.
در مرحله سوم، بشر متوجه شده است که آن فرضهای عقلی و فلسفی در توجیه حوادث، بلادلیل است و تنها راه صحیح آن است که از تعقیب کردن و جستجو کردن علل واقعی دست بکشد و فقط به تعیین روابط و مناسبات اشیاء محسوسه که وجود آنها محقّق و مسلّم است بپردازد و به جای آن فرضهای عقلی، خود حوادث طبیعت را علت یکدیگر بشناسد. در این مرحله است که نظریات بشر جنبه ثبوتی و تحققی پیدا میکند یعنی فقط حوادث محققه را دخالت میدهد و بس. اگوست کنت خود را واضع فلسفهای میداند به نام «پوزیتیویسم» [١] که آن را فلسفه تحققی (یا ثبوتی یا وضعی یا ظاهری) ترجمه کردهاند و خودش این فلسفه را نماینده مرحله سوم از مراحل سه گانه
[١] .