مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٨ - نکته ٢
وجود این ماهیت به خود وجود ماهیت این گونه نیست».
و اینکه میگوییم «امتناع شأن عدم است» به این معنی است که نسبت معدومیت با عدم، ضرورت است و امتناع جز ضرورت عدم چیزی نیست.
تمام ممتنعات بالذات به امتناع تناقض برمیگردد و در بحث «عدم نسبی» خواهیم گفت که تنها «عدم مناقض» است که عدم حقیقی است و امتناع ذاتی دارد.
بنا بر اینکه وجوب مطلقاً (بالذات و بالغیر) شأن وجود است و ماهیت به حسب حقیقت از آن بیبهره است دو مطلب تازه پیش میآید:
الف. معلولات که بنا بر اصالت وجود از سنخ وجوداتاند و وجوب بالغیر دارند یک نحو امکان ذاتی میبایست داشته باشند زیرا لازمه وجوب غیری امکان ذاتی است و چون بنا به گفته پیش امکان ذاتی شأن ماهیت است و ضرورت شأن وجودات است، امکان ذاتی وجودات را چگونه باید تصور کرد؟
وجودات، امکان ذاتی و احتیاج ذاتی نسبت به علل خویش دارند ولی این امکان ذاتی غیر از آن امکان ذاتی است که برای ماهیات فرض میشد زیرا امکان ذاتی ماهیت به معنای لا اقتضائیت ماهیت نسبت به موجودیت و معدومیت و یا به معنای تساوی نسبت ماهیت با موجودیت و معدومیت است و چنانکه دیدیم درباره وجودات این معنا غلط است. امکان ذاتی وجودات به این معنی است که حقیقت ذات این وجودات عین معلولیت و عین احتیاج و عین تعلق به علت است و حیثیتی جز حیثیت ایجاد و حیثیت فعل بودن ندارند و ارتباط آنها با علل خویش عین ذات آنهاست.
اینکه معلولات، وجوداتاند نه ماهیات و اینکه حقایق وجودیه معلولیه عین معلولیت و احتیاجاند و ارتباط به علت عین ذات آنهاست یکی از عمیقترین افکار بشری در باب علیت و معلولیت است و حقیقتی است که از اصالت وجود و تشکک وجود سرچشمه میگیرد و با براهین محکم و منطقی اثبات شده. در مسأله احتیاج معلول به علت در بقا که در مقاله ٩ مشروحا بحث خواهد شد ما این مطلب را با بیان روشن و صریحی از نظر خواننده محترم میگذرانیم.
امکان وجودات به همین معنا که اشاره شد همان است که صدرالمتألّهین برای اولین بار به آن تنبه پیدا کرده و آن را «امکان فقری» اصطلاح کرده است.
ب. بنا بر اصالت وجود و اینکه موجودیت و علیت و معلولیت همه از شؤون وجود است و ماهیت از حوزه موجودیت و دایره علیت و معلولیت حقیقی خارج است و