مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٤ - نکته ١
نباید اینان را منکر واقعیت شمرد و «پدران ایده آلیسم» نامید زیرا اینان به حکم دانش و بینش، دوستان حقیقت و شیفتگان واقعیت بوده و آرزویی بجز تکمیل علم و عمل و خدمتگزاری انسانیت نداشته و پایه این کاخ با عظمت را گذاشتهاند و زهی
شود به زیر پای من نگاه کند. مردم متوجه مقصود حقیقی این جمله نمیشدند تا آنکه من بزرگ شدم و سنم مقتضی شد و آنچه بر سینه مجسمه نوشته شده بود خواندم و مقصود را دریافتم، پس زیر آن ستون چوبی را که در زیر مجسمه بود حفر کردم و در آنجا حفره تاریکی یافتم که هیچ نور در آن داخل نمیشد و از طرفی ممکن نبود آتشی برای روشنایی آنجا برد زیرا باد مخصوصی به شدت میوزید و آتش را خاموش میکرد. از این جهت زیاد اندوهگین شدم و در این حال خواب بر من غلبه یافت، پس ناگاه صورتی که مانند صورت خودم بود بر من آشکار شد و گفت برخیز ای بلینوس و داخل این حفره زیر زمینی شو! من گفتم آنجا تاریک است و رفتن مقدور نیست، پس به من دستور داد که آتشی را به کیفیت خاصی در داخل یک جسم شفاف قرار دهم تا باد نتواند آن را خاموش کند و ضمناً بتوانم از آن نور استفاده کنم، پس من بسیار خوشوقت شدم و دانستم که راه مقصود را دریافتم، پس گفتم تو کیستی که چنین منّتی بر من نهادی؟ در پاسخ گفت من معنا و سرّ باطن خودت هستم، پس، از خواب با خوشوقتی بیدار شدم و طبق دستور عمل کردم، همینکه داخل آن حفره تاریک شدم مجسمه مردی را دیدم که لوحی در دست داشت و کتابی در پیش، در آن لوح نوشته بود «صنعت طبیعت در اینجاست» و در آن کتاب نوشته بود «این است سرّ خلقت» و من از آنجا علم علل اشیاء را آموختم و نامم به حکمت مشهور شد.»
فیثاغورس (( در قرن ششم قبل از میلاد تولد یافته و از معاریف حکمای قدیم است. عقیده وی در باب اعداد و اینکه «عدد» اصل وجود است و پیدایش همه امور به وسیله ترکیبهای عددی است، معروف است و در کتب فلسفه ذکر میشود. شیخ الرئیس در شفا شرح مبسوطی از عقیده وی نقل میکند و به پاسخ میپردازد.
فیثاغورس زمین را کروی و متحرک میدانسته و میگفته است که زمین و همه سیارات و از آن جمله خورشید و یک کره نامرئی دیگر گرد یک کانون آتش که غیر مرئی است میچرخند. وی به مشرق زمین مسافرت کرده و بعضی از آراء خود را از دانشمندان مشرق استفاده نموده و پس از مراجعت از سفر و عودت به وطن به ایتالیا