مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣١ - نکته ٢
نمیتواند نفیا و اثباتا نظر بدهد ولی هر گاه این قضیه را بخواهیم وارد فلسفه کنیم چون موضوع آن موجود مطلق است باید گفت: «هر موجود مادی حرکت را دارد».
پس چنانچه روشن است اشتباه و لغزش، مربوط به فلاسفه مادی و سوء تعبیر فلسفی آنان میباشد نه از آن بحث علمی طبیعی.
جمع اجزائی ساخته شده است، خصائص مجموعهها و کل با خصائص اجزاء معادل نیست و زیاده دارد؛ مثلًا یک گیاه یا درخت با آنکه از اجزاء جمادی مرکب است خاصیتی زائد بر مجموع خواص جمادی اجزای خود دارد که همان آثار نفس نباتی است، و همچنین است حال حیوان و انسان. و از این جهت است که با معلوماتی که از خواص یک طبقه از موجودات داریم نمیتوانیم خواصّ طبقات دیگر را به قیاس معلوم کنیم و در هر مورد مجبوریم تجربه و مشاهده خاص به کار ببریم ...»
ایضا میگوید:
«چون سیر تحولی و تکاملی موجودات را در نظر میگیریم میبینیم بنا بر اینکه موجودات چندین طبقه هستند و هر طبقه چیزی دارد که از خواصّ طبقه پیشین بر نیامده و بر آن مزید شده است، پس نمیتوان گفت که سیر تکاملی موجودات فقط به تحول است بلکه در هر طبقه از موجودات امری تازه احداث شده است. به عبارت دیگر فقط تبدیل یک کار مایه (انرژی) به کارمایه دیگر نیست بلکه ایجاد کارمایه تازه هم واقع میشود و قوه خلّاقیت به کار میرود و کارمایهای که تازه احداث شده معلولی نیست که کار مایه قدیم علت آن باشد ...»
مسأله فلسفی «صور نوعیه» دو پایه دارد: یکی علمی و دیگری فلسفی، و البته خود مسأله فلسفی است یعنی نوعی استنباط فلسفی است و از نظر ملاکی که در مورد تشخیص مسائل فلسفی از مسائل غیر فلسفی در کار است- که در جلد اول اصول فلسفه شرح داده شده است- این مسأله، فلسفی است. ولی پایههایی که این مسأله بر آن بنا نهاده شده است یکی علمی است، یعنی مربوط است به حوزه علوم، و یک پایه دیگر در حوزه خود فلسفه است.
پایه علمی آن، شهادت علوم است به اختلاف خواص و آثار در موجودات. فیزیک که از قوای بیجان طبیعت بحث میکند به نحوی شهادت میدهد، شیمی از نظر میلهای ترکیبی عناصر به نحو دیگر و علوم زیستی از نظر آثار حیاتی (و مخصوصاً