مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠٠ - نکته ٢
نقش تضاد در تغییر و تحول نقش غیر مستقیم است یعنی اثر تضاد فقط تخریب و افساد و از میان بردن حالت قبلی و آزاد کردن ماده است اما ماده برای اینکه پس از آزاد شدن، حالت جدید به خود بگیرد خواه ناخواه نیازمند به عامل دیگری است. پس تضاد را نمیتوان عامل اصلی و اساسی و منحصر حرکت و تحول دانست و معرفی کرد. بعداً در خود متن نیز درباره این مطلب بحث خواهد شد.
اما اصل پنجم [١]: ماهیت حرکت یا مثلث «تز، آنتیتز، سنتز». این همان مطلبی است که در متن درباره آن بحث شده است و ما در پاورقیها توضیح خواهیم داد.
عناصر بسیط یا اسطقس.
و نیز آنچه که از ترکیب عناصر پدید آمده، و از این دسته است آنچه که حداکثر ترکیب را داراست و نیز آنچه که حداقل ترکیب را داراست.
و امّا در مورد عناصر، آن ضدی که از بین برنده هر یک از این عناصر است چیزی است که فقط میتواند یک عامل خارجی باشد زیرا در درون عنصر ضدی وجود ندارد.
و امّا در مورد کائن و پدیدهای که حداقل ترکیب را داراست، اضدادی که در آن قرار دارند بسیار ظریف و شکننده و ضعیف هستند و ضد نابود کننده آن فی نفسه ضعیف و کم تأثیر است. چنین پدیدهای جز از خارج نابود و فاسد نمیگردد. ضد این قبیل اشیاء و پدیدهها نیز مانند عناصر ضد خارجی است، و لیکن آن پدیده مرکبی که امتزاجی بعد از امتزاج دیگر پذیرفته و حداکثر ترکیب را داراست، به دلیل اضداد بسیاری که در درونش نهفته است و نیز ترکیبهای این اضداد، دارای تضادی آشکارتر و قویتر است.
و همچنین از آنجا که چنین پدیدهای از اجزاء و ابعاض و قسمتهای غیر متشابهی تشکیل شده است محال نیست که از ناحیه تضاد و فساد در هر یک از اجزاء نیز شئ مرکب در معرض نابودی قرار گیرد. بنابراین چنین پدیدهای دارای تضاد و تخالفی، هم از بیرون و هم از درون میباشد که نابود کننده آن است. اشیاء و عناصر بسیط که عامل متضاد خارجی آنها را از بین میبرد، مثل آب و سنگ، از درون نابود نمیشوند و تحلیل نمیروند زیرا ایندو و امثال ایندو تنها از طریق تضاد خارجی نابود میشوند ولی سایر اجسام (مرکبات) مانند گیاه و حیوان، هم به واسطه عوامل و اضداد داخلی تحلیل میروند و هم اشیائی از خارج با آنها در تضادند.»
[١] درباره اصل پنجم که «نتیجه تضادهای داخلی، سازش اضداد و وحدت آنهاست» که شاید اساسیترین سخن دیالکتیک است باید بیشتر بحث شود.