مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٨ - نکته ٢
غیر از این نیست.
ویلیام جیمز به نقل مرحوم فروغی میگوید:
«میگویند حق رونوشت امر واقع است؛ یعنی قولی که مطابق با واقع باشد حق است. بسیار خوب، اما واقع چیست که مطابقت با او قول حق باشد؟ آیا امری ثابت و لایتغیر است؟ نه، زیرا عالم متغیر است و هیچ امری در او ثابت نیست. پس بهتر این است که بگوییم قول حق آن است که بر آنچه فعلًا هست تأثیر نیکو دارد، پس قول چون نتیجه صحیح دارد حق است نه آنکه چون حق است نتیجهاش صحیح است.»
گروهی میگویند:
«حقیقت یعنی فکری که تجربه آن را تأیید کرده است.»
این گروه نیز انطباق فکر با تجربه و نتیجه عملی دادن را علامت حقیقت نمیدانند بلکه میگویند معنای حقیقت غیر از این نیست.
گروهی دیگر میگویند:
«حقیقت یعنی فکری که در اثر مقابله و مواجهه حواس با ماده خارجی پیدا میشود، پس اگر فرض کنیم دو نفر در اثر مواجهه و مقابله با یک واقعیت دو نوع ادراک کنند یعنی اعصابشان دو گونه متأثر شود هر دو حقیقت است؛ مثلًا اگر یک نفر یک رنگ را سبز و شخص دیگر همان رنگ را سرخ دید هر دو حقیقت است زیرا هر دو کیفیت در اثر تماس حواس با خارج پیدا شده است.»
برخی میگویند:
«حقیقت یعنی آن چیزی که پذیرفتن او برای ذهن سهلتر و آسانتر باشد؛ مثلًا اینکه میگوییم «وجود داشتن جهان خارج حقیقت است» یعنی پذیرفتن آن برای ذهن سهلتر و آسانتر است و غیر از این معنایی ندارد.»
حقیقت را طورهای دیگری هم تفسیر کردهاند، مثل آنکه:
«حقیقت یعنی آن فکری که ذهن با اسلوب علمی به سوی او هدایت شده باشد.»