مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤٤ - اشکال
٣. چون احتیاج و قید از خدا منفی است ناچار هر صفت کمالی که دارد عین ذاتش خواهد بود نه خارج از او، زیرا کمال خارج از ذات، بیاحتیاج و قید صورت نمیگیرد.
اشکال
اگر این قاعده کلّیت داشته باشد که خدای جهان هر امر وجودی را که میآفریند خودش نیز باید دارا بوده و اتصاف پذیرد، در مورد جسم و خواص جسم
میتابد که در مرحله قبل از رسیدن به پنجره حالتی وحدانی و بسیط و یکنواخت دارد و به واسطه پنجره تکثر و تعدد پیدا میکند، با این تفاوت که در مثال نور نقل و انتقال در کار است ولی ذهن در حالی که ملکه راسخه در مقام خود پا برجاست در مرتبه دیگر با کثرت و تفصیل متجلّی میشود.
از نظر بوعلی علم ذاتی حق بسیط و اجمالی است، و علم تفصیلی حق صور تفصیلی همه اشیاء است که به نحوی قائم به ذات حق است و زائد بر ذات اوست. پس در مرتبه ذات حق اشیاء به نحو تفصیل منکشف نمیباشند، انکشاف تفصیلی در مرتبه صور علمیه قائم به ذات حق است، همچنانکه در انسان نیز چنین است.
ولی صدر المتألّهین بر مبنای «اصالت وجود» راه دیگری رفته است که نتیجهاش این است: اشیاء در مرتبه ذات حق انکشاف تفصیلی دارند و این انکشاف تفصیلی هیچ گونه منافاتی با بساطت ذات حق ندارد. لهذا از نظر متأخران حکمای اسلامی مشکل علم باری با سر انگشت نیرومند اندیشه این مرد بزرگ به نحو احسن حل شده است.
توضیح کافی بیان مشار الیه نیازمند به شرح و بسط زیادتری است.
خواجه در تجرید به دلیل متکلّمین و دلیل حکمای مشّاء در باب علم اشاره میکند آنجا که میگوید:
و الاحکام و التجرد و استناد کل شئ الیه دلائل العلم.
اتقان و استحکام مصنوعات، و هم تجرد ذات حق، و هم معلول بودن همه اشیاء، و همه کمالات نسبت به او، دلیل علم باری است.