مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٦ - نکته ٢
رابطه دارد، پس ناچار آنها را یافته و صورت گیری و عکسبرداری خواهد نمود؛ و در این ادراک حصولی، مهیت نفس و مهیت قوای نفسانی و افعال نفسانی از آن جهت که افعال و قوای نفسانی میباشند بالکنه پیش قوه مدرکه حاضر خواهند بود (البته «کنه» در اینجا به معنی «هر چه هست همان است» ملحوظ شده نه به معنی احاطه تفصیلی) و همچنین نسبت میان قوا و افعال و میان نفس چنانکه حضوراً معلوم بود حصولًا نیز معلوم خواهد بود آنچنانکه نسب میان محسوسات، معلوم و دستگیر میشد؛ و ناچار هنگامی که ما این نسبت را مشاهده مینماییم حاجت و نیاز وجودی و پناهندگی آنها را به نفس و استقلال وجودی نفس را نیز مشاهده مینماییم و در این مشاهده صورت مفهومی «جوهر» ١ پیش ما نمودار میشود زیرا میبینیم که نفس این
[١]. از جمله تصوراتی که برای ذهن حاصل است تصور «جوهر» و «عرض» است.
جوهر یعنی موجود مستقل از محل و موضوع، و عرض یعنی موجود نیازمند به محل و موضوع؛ مثلًا تمام اجسام دارای کمیت و مقدار و شکل هستند، ما خود جسم را به عنوان «جوهر» و کمیت و شکل آن را به عنوان «عرض» میشناسیم؛ و یا اینکه این کاغذ که سفید است سفیدی را به عنوان «عرض» و خود کاغذ را به عنوان «جوهر» میشناسیم.
ما در این مقاله کار نداریم که چه چیز جوهر است و چه چیز عرض، و یا اینکه «آیا جوهر و عرض در مقابل یکدیگر در خارج وجود دارند یا ندارند؟» در این سلسله مقالات یک مقاله مستقل (مقاله ١٣) به این مطالب اختصاص داده شده؛ گفتگوی ما فعلًا متوجه منشأ پیدایش این دو تصور است که آیا این دو تصور از کجا برای اذهان پیدا شده است؟ زیرا مطابق سبک این مقاله هر تصوری که عارض ذهن شود یک منشأ واقعی دارد و تا نفس به واقعیت آن متصور با علم حضوری نرسیده باشد نمیتواند آن تصور را بسازد و حتی تصورات موهومه نیز در اصل منشأ واقعی دارند و عناصر اولیه آن تصورات از واقعیاتی سرچشمه میگیرد و لهذا وقوع خطا بالعرض است و همواره هر خطایی مستلزم صوابی و هر موهومی مستلزم حقیقتی است. حالا ببینیم منشأ پیدایش تصور جوهر و تصور عرض چیست و از چه واقعیتی سرچشمه میگیرد.
این مطلب از لحاظ روانشناسی و فلسفی بسیار حائز اهمیت است و کمتر مورد توجه دقیق واقع شده. روانشناسی جدید کم و بیش در اطراف این مطلب گفتگو کرده است. در این مقاله برای اولین مرتبه با یک نظر دقیق راه پیدایش این دو تصور بیان