مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥٦ - نکته ٢
این نظر و لحاظ را وقتی که نسبت به همه مکانهایی که فرض نموده بودیم انجام دهیم خواهیم دید وحدت و تغییر نامبرده به همه سرایت نموده و یک واحد روان و
جسم حرکت میکند نسبتهای نامبرده تغییر میکند یعنی در اینکه نسبتهای نامبرده تغییر میکند به هر حال بحثی نیست. این است که در متن همین جهت مفروض و مسلّم گرفته شده است.
به هر حال، مکان را هر گونه تفسیر کنیم، جسم هنگام حرکت، مکانی را رها و در لحظه دیگر مکان دیگری که قبلًا نداشت اشغال میکند و در لحظه بعدتر این مکان را نیز رها و مکان تازهتری اشغال میکند. اشغال هر یک از این مکانها پدیدهای است که در لحظه قبل از اشغال نبوده و در لحظه اشغال پدید آمده است. در لحظه قبل از اشغال، امکان آن وجود داشته و در لحظه اشغال، آن امکان به فعلیت رسیده است، و همچنین است در تمام لحظاتی که جسم حرکت میکند و مسافتی را طی مینماید.
قبلًا ثابت کردیم که هر امکان با فعلیتی که حامل آن امکان است متحد است، حامل و محمول دو امر جدا از یکدیگر نیستند؛ و همچنین قبلًا ثابت کردیم که هر امکان قبلی با فعلیت بعدی مجموعا یک واحد متصل را تشکیل میدهند، یعنی امکان قبلی و فعلیت بعدی نیز دو امر جدا از یکدیگر نمیباشند. نتیجه این دو نظر این میشود که مجموع مکانهایی که جسم در حال حرکت اشغال میکند یک واحد متصل متدرّج الوجود است. پس ما در مورد مکان، دو نوع مکان داریم: یک نوع مکان ثابت الوجود و غیر متدرّج و یک نوع دیگر مکان متدرّج الوجود. مکان متدرّج الوجود یک نوع امتداد و قابلیت انقسامی دارد به طوری که ذهن قادر است آن را تجزیه کند به اجزائی که بعضی از آن اجزاء بر بعض دیگر تقدم دارد و نسبت به متأخرتر از خود بالقوه است و فاقد آن است، یعنی جزء پسین همراه جزء پیشین نیست. مکان متدرّج الوجود در عین وحدت واقعی نوعی کثرت دارد و در عین اینکه موجود است معدوم است یعنی هر مرتبهای در مرتبه دیگر معدوم است، و به عبارت دیگر از لحاظ وحدت موجود است و از لحاظ کثرت معدوم است زیرا هر مرتبهای در مرتبه دیگر معدوم است.
بدیهی است که این قاعده اختصاص به مکان ندارد، در هر جا که امکان و فعلیت و خروج از قوه به فعلیت (حرکت) هست این قاعده جاری است؛ یعنی چون همیشه