مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧١ - آیا قضا و قدر قابل تغییر است؟
دارد که نسبت «ضرورت» میباشد، و نسبتی با غیر علت تامّه دارد که نسبت «امکان» است.
و در نتیجه این دو نظریه، جهان از نظر اول (نسبت ضرورت) از یک سلسله موجودات ضروری الوجود چیده شده که با غیر آن وضع که دارد محال است قرار گیرد.
میتوانست پیدا کند ... برای یک ماده طبیعی هزارها «اگر» وجود دارد ... در مجردات که بیش از یک نحو وجود نمیتوانند داشته باشند و تحت تأثیر علل مختلف قرار نمیگیرند قضا و قدر، حتمی است و غیر قابل تبدیل است، زیرا با بیش از یک سلسله از علل سر و کار ندارند و سرنوشت معلول به دست علت است و چون امکان جانشین شدن سلسلهای از علل به جای این سلسله نیست پس سرنوشت آنها حتمی است. اما در غیر مجردات که امکان هزاران نقش و رنگ را دارند و تحت قانون حرکت میباشند و همواره بر سر دو راهیها و چهار راهیها میباشند، قضا و قدرهای غیر حتمی وجود دارد یعنی یک نوع قضا و قدر سرنوشت آنها را معین نمیکند ... سرنوشتهای مختلف در انتظار آنهاست، و چون هر سلسله از علل را در نظر بگیریم امکان جانشین شدن یک سلسله دیگر در کار هست پس سرنوشت آنها غیر حتمی است. به هر اندازه که «اگر» درباره آنها صحیح است قضا و قدرها هست و امکان تغییر و تبدیل وجود دارد.»
اگر از نظر آنچه در جهان هستی واقع شده و میشود نگاه کنیم یک نوع قضا و قدر بیشتر وجود ندارد؛ یعنی اشیاء آن طور که هستند و با استناد به علل و اسباب تامّهای که به آنها استناد دارند قضا و قدرشان حتمی است، ولی در عین حال نوعی ضرورت مشروط و قدر مشروط هم درباره موجودات مادی واقعاً صادق است که: «اگر چنین میشد امکان چنان شدن در کار بود».
این مطلب را میتوانیم به صورت دیگر بیان کنیم و آن اینکه بگوییم: قضا حتمی و لا یتغیر است و اما قدر غیر حتمی و قابل تغییر است. توضیح مطلب اینکه: نسبت وجود اشیاء به علل تامّه خود ضروری و قطعی است، ولی نسبت وجود آنها به ذات آنها و به علل ناقصه آنها غیر ضروری یعنی ممکن است. نسبت وجود اشیاء به علل موجدهشان، فعلیت و کمال است و نسبت وجود آنها به علل و شرایط اعدادی و قابلی، نقصان و محدودیت است. به عبارت دیگر اشیاء هر کمالی را که دارند از ناحیه