مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٦٩ - معنی قضا و قدر
دوم. از این راه که یک موجود جزء را با جمیع علل و شرایط وجود وی که در تحققش لازم میباشد، یعنی همه اجزاء حاضر و گذشته عالم را قید وجودش فرض نموده و به واجب الوجود منسوب سازیم.
یعنی به حسب حقیقت، همه اجزاء جهان را به حسب فرض چیده و انگشت به روی یکی از آنها گذاشته و واجب الوجود را برای آن، علت فرض کنیم.
که «مفتاح غیب» به شمار میروند و همانها مناط کشف اشیاء میباشند، و هم اشاره میکند به حقیقتی که آن را «کتاب مبین» باید خواند.
در قرآن از حقیقتی یاد شده است که آن را «امّ الکتاب» میخواند و از حقیقتی که آن را «قلم» و حقیقتی که آن را «لوح محفوظ» میخواند. همه اینها اشاره به حقایقی است غیبی و مجرد از ماده.
و اما «قدر» به معنی اندازه است. قدر الهی عبارت است از نسبتی که حدود اشیاء به ذات باری تعالی دارند.
همان اختلاف نظری که درباره عمومیت قضای الهی هست درباره قدر الهی نیز هست. از نظر کسانی که معتقدند به عمومیت قدر الهی، حدود و اندازه همه اشیاء منتسب است به علم و مشیت و اراده الهی، همچنانکه وجود و وجوب و ضرورت آنها به علم و مشیت الهی منتسب است.
بدیهی است که علم و یا اراده الهی (خواه علم در مرتبه ذات و یا علم در مرتبه فعل آنچنانکه حکما معتقدند) از آن جهت «قضای الهی» نامیده میشود که مؤثر در وجود و ایجاد اشیاء است و حکم به وجود اشیاء است و اشیاء به موجب آن ضرورت و حتمیت پیدا میکنند، و همچنین علم الهی (و یا مرتبهای از علم الهی) از آن جهت «قدر» نامیده میشود که حدود اشیاء و اندازه آنها بدان منتسب است.
علیهذا «قضای علمی» عبارت است از علمی الهی که منشأ حتمیت و ضرورت اشیاء است، و «قدر علمی» عبارت است از علمی که منشأ حدود و اندازه اشیاء است.
قضا و قدر احیاناً در مورد اعیان موجودات نیز اطلاق میشود و «قضا و قدر عینی» نامیده میشود و در این صورت «قضای الهی» عبارت است از نفس ضرورت و حتمیت اشیاء از آن جهت که منتسب است به واجب الوجود، و «قدر الهی» عبارت است از نفس تعین وجود و اندازه وجود اشیاء از آن جهت که منتسب است به واجب الوجود.