مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٩ - نکته ٢
طبیعی ذهن انسان تنها قادر است عوارض و ظواهر (فنومن [١] ها) را که به حس در میآیند ادراک کند و از ادراک ذوات (نومن [٢] ها) که مظهر عوارض و ظواهرند عاجز است. در مورد ظواهر هم ذهن انسان به واسطه خاصیتهای مخصوص خود، صورتها و شکلهای مخصوص به آنها میدهد که هرگز نمیتوان مطمئن شد در واقع و نفس الامر هم به همین شکل و صورت که در ذهن ظاهر میشوند هستند یا نه؟
کانت میگوید حواس تنها مواد وجدانیات و معلومات را به ذهن میدهند و ذهن از خود مایه به آنها میدهد و به آنها صورت میبخشد تا قابل ادراک شدن میشوند.
میگوید انسان هر چیزی که تصور میکند در ظرف زمان و مکان تصور میکند و برای وی ممکن نیست چیزی از امور عالم را در غیر این دو ظرف ادراک کند؛ ولی زمان و مکان وجود خارجی ندارند بلکه دو کیفیت ذاتی ذهن هستند و صورتهایی هستند که ذهن به محسوسات خود میدهد و اگر این مایه را ذهن از خود نمیافزود جز یک عده تأثیرات پراکنده متفرق غیر مرتبط چیزی وارد ذهن نمیگشت یعنی تصور چیزی برای ذهن دست نمیداد؛ مثلًا ما از خورشید یک تصور واضح داریم و حال آنکه آنچه به وسیله تأثیرات حسی وارد ذهن شده گرمی و روشنایی و رنگ بوده و اگر ذهن روی خاصیت مخصوص خود برای اینها «جایگاه مکانی و زمانی» تعیین نمیکرد و به این وسیله اینها را به یکدیگر مرتبط نمیساخت هرگز تصوری از خورشید برایش دست نمیداد. در مقام تشبیه میگوید:
«معلوم را تشبیه میکنیم به غذایی که باید به بدن برسد و بدل ما یتحلّل شود. برای این مقصود باید مواد خوراکی از خارج داخل معده شود، آنگاه باید معده و اعضای دیگر هاضمه شیرههایی از خود بر آنها ضمیمه کنند تا خوراکها غذا شود. پس خوراکها به منزله احساساتند و شیرهها حکم زمان و مکان را دارند.
این مقدار که گفته شد، درباره وجدانیات یا تصورات اولیهای است که ما از اشیاء (عوارض و ظواهر) داریم، اما هنگامی که بخواهیم آن اشیاء را موضوع احکام قرار داده تحت کلیات در آوریم و قوانین علمی و کلی بسازیم یک عده معقولات دیگر که آنها نیز مخلوق ذهن هستند و از حس به دست نیامدهاند دخالت میکنند و صورت کلی و قانون علمی به آنها میدهند. این قوانین که همه معلومات بالاخره ناچار
[١] .[٢] .