مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩٢ - نکته ٢
بلکه دانشمندان مادی تکوّن بدوی و پیدایش نخستین جهان را معلول برخورد حرکتهای سرزده گروه اتم میدانند که در فضا سرگرم شناوری بوده و به واسطه تصادم، همدیگر را نگاه داشته و کراتی به وجود آورده و با ترکیبات گوناگون، خواص و آثاری راه انداختهاند در حالی که برای پیدایش این صورتها به جز ماده، علتی در کار نبوده. و اما مواردی که علت فاعلی و مادی هر دو وجود دارند (موارد عمل و عکس العمل) در آنها نیز به حسب حقیقت، چون هر دو- یعنی فاعل و منفعل- دارای اثر هستند، مانند پدر و مادر، هر دو علت مادی میباشند اگر چه فرقی در راه
میشود و از این رو هر یک از ماده و صورت، علت مجموع مرکب به شمار میروند و به آنها «علت مادی» و «علت صوری» اطلاق میشود. و علت اینکه به غایت «علت» اطلاق میشود همان است که گفتیم که علت غائی متمم و مکمل علت فاعلی است. و اما اگر در مفهوم علیت توسعه ندهیم و علت را به همان معنای «وجود دهنده» و «واقعیت دهنده» بگیریم تنها چیزی که شایسته است به او علت گفته شود همانا «فاعل» است، و معلول این علت هم همان چیزی است که ما آن را «صورت» خواندیم.
همان طوری که قبلا تذکر دادیم اگر فاعل را «انسان» فرض کنیم و فعل را «تصرفات انسان در ماده خارجی» فرض کنیم هم تصور و هم تصدیق این ارکان چهار گانه بسیار واضح است و هیچیک از این ارکان چهارگانه را نمیتوان عین دیگری گرفت، ولی اگر فرض را تغییر دهیم مثل اینکه فاعل را انسان یا چیزی شبیه به انسان فرض نکنیم بلکه فاعل را طبیعت بیجان فرض کنیم البته وجود علت غائی قابل تشکیک خواهد بود (به تفصیلی که بعد خواهد آمد) و یا اینکه فعل را از قبیل تصرف در ماده فرض نکنیم مثل آنکه خود ماده را فعل بدانیم و یا آنکه موضوع سخن خود را «مبدعات» قرار دهیم البته وجود علت مادی معنا ندارد.
در اینجا یک سؤال یا تشکیک اساسی هست و آن این است که آیا در مواردی که فعل قائم به ماده و به اصطلاح تصرف در ماده است اساساً لازم است که علت فاعلی غیر از علت مادی باشد؟ و بنابراین آیا لازم است که برای حرکات و تغییرات و تبدیلاتی که دائماً در ماده واقع میشود فاعلی غیر از خود ماده که مادی است بشناسیم یا آنکه مانعی ندارد که علت فاعلی عین علت مادی بوده باشد؟ اینکه میگوییم «علت فاعلی عین علت مادی بوده باشد» یا به این معنی است که تنها علت مادی کافی است