مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٠ - نکته ٢
٣. مهیات حقیقیه که ما آنها را «جلوههای گوناگون واقعیت خارج در ذهن» نامیدیم در عین اینکه نسبت به واقعیت خارج، اعتباری و پندارهای بیاثر هستند
«شهود» میدانند و صحت نظریههای خویش را از همان راه تضمین میکنند و از اینکه آن نظریهها با قواعد عقلانی وفق ندهد چندان ابائی ندارند زیرا معتقدند که مرحله کشف فوق مرحله عقل است و خطاهای عقل را در مرحله کشف میتوان تصحیح کرد همان طوری که مرحله عقل فوق مرحله حس است و ما خطاهای بیحد و حصر حس را با عقل تصحیح میکنیم.
عرفا در نظریه وحدت وجود نیز به همان اصول تکیه میکنند و ملتزم نیستند که با اصول عقلی یا حسی سازگار در آید. لکن گاهی برای الزام و افحام فلاسفه، با اصول و قواعد عقلانی فلسفی نظریه فلاسفه را نقض و نظریه خویش را تأیید میکنند و احیاناً با طرز استدلال محکمی وارد میدان مبارزه میشوند که فلاسفه را به زانو در میآورند.
«ما نحن فیه» یکی از آن موارد است و روی همین جهت است که ما نظریه عرفا را در اینجا آوردیم.
استدلال عرفا بر «وحدت وجود» از راه مساوی بودن وجود با وجوب ذاتی و مساوی بودن وجوب ذاتی با وحدت من جمیع الجهات است. در حقیقت استدلال عرفا از دو مقدمه و یک نتیجه تشکیل شده به این ترتیب:
[١]. وجود مساوی با وجوب ذاتی است.[٢]. وجوب ذاتی مساوی با وحدت من جمیعالجهات است.نتیجه: پس وجود مساوی با وحدت من جمیعالجهات است.
بلا تردید هر دو مقدمه جالب تأمل و تعمق بسیاری است. راجع به اینکه آیا وجود مساوی با وجوب ذاتی است (مقدمه اول) یا نه، در آخر این مقاله اشارهای شده و در مقاله هشتم که از «ضرورت و امکان» بحث میشود و مخصوصاً در مقدمه مفصلی که برای آن مقاله نوشته شده مشروحا بحث خواهد شد، و راجع به اینکه آیا وجوب ذاتی مساوی با وحدت است (مقدمه دوم) یا نه، یعنی اینکه لازمه وجوب ذاتی وحدانیت است، در مقاله ١٤ آنجا که در «توحید واجب الوجود» بحث میکنیم تحقیق خواهد شد.
و عمده چیزی که استدلال عرفا را ضعیف میکند همانا مطالبی است که در