مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٧٣ - نکته ٢
اکنون در اثر این پیشامد مفروض حال شما چگونه خواهد بود؟
البته همه آنها که میدیدید و به دل میسپردید عوض خواهد شد ولی نه اینکه همه معلومات و مشهودات شما و حتی یک واحد از آنها تبدیل به دروغ یا اشتباه شود یا معدوم گردد؛ نه، هرگز؛ بلکه با حفظ همه ذوات و فعالیتهای مشهود آنها انتقال دومی مفروض، تنها استقلال وجودی را از دست مشهودات نخستین شما میگیرد.
هر یک از مشهودات شما پیش از انتقال نامبرده استقلال وجودی داشت که در سایه وی در میدان عمل خود به فعالیت میپرداخت، و پس از انتقال نامبرده همه استقلالهای پراکنده در یک جا (آئینه) انباشته شده و تمرکز مییابد بیآنکه یکی از آن استقلالها گم شود یا سر سوزنی از فعالیت مشهودهاش کم شود.
به صورت موجودی در منتهی الیه مکان، و یا به صورت موجودی که نقشش این بوده که جهان را در لحظهای آغاز کرده است نباید تصور نمود، اساساً وجود اشیاء با مقایسه به وجود خداوند وجود حقیقی نمیباشند بلکه از قبیل «نمود» و «ظهور» است که پیش از آنکه خود را نشان بدهد «او» را نشان میدهد. از نظر غیر اصیل بودن، نسبت اشیاء به ذات حق نظیر نسبت «سایه» به «جسم» است.
معمولًا در مشرب فلسفی معمولی همان طور که برای سایر اشیاء «وجود» اثبات میکنیم برای او نیز وجودی اثبات میکنیم با این تفاوت که وجود او قائم به ذات و لایتناهی و ازلی و ابدی است و وجود سایر اشیاء قائم به او و ناشی از او و محدود و حادث، اما در حقیقت وجود تفاوتی میان ذات واجب و سایر اشیاء نیست.
اما در مشرب ذوقی اهل عرفان و مشرب حکمت متعالیه صدرایی که با برهان قویم تأیید شده است، وجود اشیاء نسبت به عدم وجود است ولی نسبت به ذات باری لا وجود است، نسبت به ذات باری از قبیل سایه و صاحب سایه و یا عکس و عاکس است. مولوی مثل خوبی میآورد، میگوید:
مرغ بر بالا پران و سایهاش | میدود بر خاک و پرّان مرغ وش | |
ابلهی صیاد آن سایه شود | میدود چندانکه بیمایه شود | |
بیخبر کان عکس آن مرغ هواست | بیخبر که اصل آن سایه کجاست؟ | |
تیر اندازد به سوی سایه او | ترکشش خالی شود در جستجو | |