مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٥ - نکته ٢
و مفهوم پنجم و ششم (مفهوم کثرت نسبی و وحدت نسبی) چنانکه دانسته شد از مفهوم «نیست» گرفته شده، اگر چه مهیت نیستند ولی متکی به مهیت میباشند.
پس، از این بیان روشن شد که برخی از این مفاهیم ششگانه «مهیت» میباشد، مانند سیاهی و سفیدی که از واقعیت خارجی حکایت میکنند یعنی خود همان خارجند با این فرق که منشأ آثار نیستند.
و برخی دیگر مهیت نیستند زیرا از یک امر ذهنی حکایت میکنند که با واقعیت خودش با امور ذهنیه متحد است و آن واقعیت «حکم» است که یک واقعیت دو جانبه است و به واسطه وی ما میتوانیم یک نوع راهی به خارج از ذهن پیدا کنیم. پس این گونه مفاهیم اگر چه مهیت و حاکی از خارج نیستند ولی یک نوع وصف حکایت برای آنها اثبات نموده و اعتبار کاشفیت و بیرون نمایی را به آنها میدهیم و از همین روی نام «اعتباری» روی آنها میگذاریم ١.
از بیان گذشته نتیجه گرفته میشود که: اولًا ادراکات منقسم میشوند به دو قسم: تصور، حکم؛ و این همان تقسیم ادراک است به تصور و تصدیق که در مقاله ٤ گذشت؛ و ثانیاً مفاهیم تصوریه (ادراکات تصوری) منقسم میشوند به دو قسم:
مهیات، اعتباریات.
به آغاز سخن بر می گردیم
و از سوی دیگر چنانکه گفته شد نفس ما و قوای نفسانی و افعال نفسانی ما پیش ما حاضر بوده و با علم حضوری معلوم میباشند و قوه مدرکه ما با آنها اتصال و
حسب نحوه وجود خود (نه به تبع مکشوف) از سایر نفسانیات امتیاز دارد و از آن جنبه است که به آن، نام «اقرار» و «اذعان» و «حکم» میدهیم و از آن جنبه، فعلی است نفسانی که صورت امر خارجی نیست و در ردیف سایر امور نفسانی قرار میگیرد.
محققین منطقیین این عمل خاص را از جنبه اول که انفعالی و حصولی و ذهنی است «تصدیق» مینامند و از جنبه دوم که فعلی و حضوری و غیر ذهنی است «حکم» مینامند و از جنبه اول است که قابل تعبیر لفظی است و با کلمه «است» به تعبیر در میآید.
[١]. این اعتباریات را که اعتباریات فلسفی و انتزاعی است با اعتباریات اجتماعی و اخلاقی که در مقاله ٦ بیان میشود و صرفاً قرار دادی است نباید اشتباه کرد.