مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧٧ - نکته ٢
پیوسته به سوی تکامل تکاپو مینمایند و احتیاجات و نواقص طبیعی خود را روز به روز بهتر تأمین میکنند و همواره با طبیعت مبارزه دارند، و مخصوصاً کنجکاوی در زندگانی ممتد و تاریخی نوع انسان و مقایسه انسان امروزه با انسان اوّلی این حقیقت را روشنتر میسازد ١
اوست کمال واقعی (کمال ثانی) شئ متحرک. پس هر حرکت و تکامل، جویای غایتی است بیرون از حرکت.[١]. یکی از مسائلی که در قرون اخیر فوق العاده مورد توجه واقع شده است تکامل اجتماع انسانی است. همان طوری که فرد رشد میکند و تکامل مییابد اجتماع نیز رشد میکند و تکامل مییابد.
رشد و تکامل اجتماع و اینکه زندگی تکامل یافته بشری از اول به این حالت که هست نبوده مطلبی است که از قدیم مورد توجه بوده است. ابن خلدون در فصلهای مختلف مقدّمه تاریخ خویش با اصرار زیاد ادعا میکند که زندگی شهری و مدنی زاییده زندگی بدوی و وحشیانه است. وی طبق اصول خاص خود قوانین انتقال از زندگی بدوی به زندگی شهری و تطوّراتی را که طبعا در دوره بعد پیدا میشود تا منتهی به پیری و سپس مرگ و انهدام آن میگردد، ذکر میکند.
علمای جدید زندگی بشر را از لحاظ نوع معاش به دورههای صیادی و کشاورزی و تجارت و صنعت، و از لحاظ نظام اجتماعی به دورههای اشتراکی اولیه و برده داری و سرمایه داری و اشتراکیت (سوسیالیزم)، و از لحاظ وسیله و ابزار به عهدهای حجر، آهن، اتم، فضا تقسیم کردهاند و از لحاظ نوع حکومت و غیره تقسیمات دیگری میتوان کرد. به هر حال قدر مسلّم این است که زندگی اجتماعی انسان، بر خلاف زندگی اجتماعی حیوانات اجتماعی از قبیل زنبور عسل و مورچه و موریانه، متطوّر است.
هربرت اسپنسر میگوید:
«هیئت مدنیت مانند تن یک شخص است که برای وظائف مختلف زندگی آلات و اعضای خاص دارد و آنها در آغاز ساده و غیر متنوعند و هر چه پیش میرود طول و تفصیل پیدا میکنند و تنوع مییابند و همبستگی آنها به یکدیگر افزون میشود و این حال در مدتی دراز پیش میآید. در آغاز خانواده کوچک تشکیل مییابد و