مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٢ - نکته ٢
پیدا شده و اگر علت آن، موجود نمیشد خودش نیز موجود نمیشد و به عبارت دیگر باید گفت: «وجود علت، علت وجود معلول است- عدم علت، علت عدم معلول است» (اگر چه این سخن: «عدم علت، علت عدم معلول است» خالی از یک نحو
دنبال خود میآورند. حکما این قانون را «قانون سنخیت علت و معلول» میخوانند. اگر ما قانون کلی علیت را بپذیریم و قانون سنخیت را نپذیریم، باید بپذیریم که هر چند هیچ حادثهای خود به خود و بلا سبب پیدا نمیشود ولی صدور هر چیزی از هر چیزی جایز است و در این صورت هر چند جهان در نظر ما به صورت موجوداتی منفرد و ناپیوسته نیست ولی محققا به صورت یک نظام معین نیز تجسم پیدا نخواهد کرد. قانون دیگری که از اصل کلی علیت منشعب میشود قانون عدم امکان انفکاک معلول از علت تامّه است که از آن به «قانون وجوب ترتب معلول بر علت تامّه» یا «قانون ضرورت علّی و معلولی» یا «جبر علّی و معلولی» تعبیر میکنیم و این قانون همان است که در مقاله ٨ مشروحا در اطراف آن بحث کردیم.
از قانون علیت، و قانون سنخیت، و قانون جبر علّی و معلولی به ترتیب سه مطلب نتیجه میشود:
[١]. ارتباط و پیوستگی موجودات.[٢]. نظام معین موجودات.[٣]. وجوب و ضرورت نظام معین موجودات.با در نظر گرفتن سه مطلب ما و در نظر گرفتن «امتناع تسلسل علل و انتهای سلسله علل به علت بالذات» (در مقاله ٨ گذشت) و در نظر گرفتن وحدت علت بالذات (در مقاله ١٤ خواهد آمد) مجموع جهان هر چند دارای ابعاد غیر متناهی زمانی و مکانی باشد یک دستگاه واحد کامل العیار خواهد بود که بین تمام اجزاء و ابعاض غیر متناهی این دستگاه ارتباط و پیوستگی برقرار است.
فلاسفه اروپا مکتب علیت را «مکانیسم» اصطلاح کردهاند از آن رو که این مکتب جهان را به صورت یک دستگاه مکانیکی که آلات و اجزاء مختلف وی به یکدیگر پیوسته است و به طور منظم حرکات مکانیکی انجام میدهند مجسم میسازد، ولی ما بعداً خواهیم گفت که طرز تصور ما از علیت با تصور مکتب مکانیسم که روابط را منحصر به روابط مادی میداند متفاوت است.