مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦٨ - نکته ٢
فاصله و شکافی که در فهم این نظریه میان مثبتین و نافین موجود است در هیچ مطلب نظری دیگر یافت نمیشود.
و شگفت آورتر اینکه: اختلاف نظر در تفسیر این مسأله در زمینهای است که برای همیشه و پیش همه روشن است (علت پیدایش جهان هستی).
عمل خویش را صدها بار تکرار کند.
در مسأله خداشناسی از اول باید متوجه کیفیت طرح مسأله باشیم، این است که کار را آسان میکند. از اول باید بدانیم که بحث درباره خدا از نوع بحث درباره یک «پدیده» و یک جزء از اجزاء عالم و یا یک «عامل» از عوامل مؤثر در عالم نیست، بلکه از نوع بحث درباره کل عالم است و به همین دلیل در قلمرو فلسفه است نه در قلمرو علوم. آنگاه که درباره خدا بحث میکنیم در حقیقت درباره روح جهان و حقیقت جهان و ریشه و اساس و مبدأ و منشأ جهان بحث میکنیم؛ درباره موجودی در زمان یا مکان بحث نمیکنیم، درباره پدید آرنده زمان و مکان بحث میکنیم؛ درباره عاملی از عوامل بحث نمیکنیم بلکه درباره عامل عاملها و ریشه فاعلها یعنی آن چیزی که هر عاملی و هر فاعلی عامل بودن و فاعل بودن خود را از او کسب کرده است بحث میکنیم. ما صفحهای از جهان را بالحس و العیان مشاهده میکنیم که صفحهای ممتدّ زمان و مکان است، میخواهیم ببینیم آیا برای جهان صفحه دیگری غیر از صفحه زمان و مکان وجود دارد یا ندارد؟
بحث درباره خدا از این جهت نظیر بحث درباره خود «زمان» و درباره «ماده» اصلی (به اصطلاح فلاسفه هیولای اولی) است. یک وقت هست تصور ما درباره زمان نظیر تصور ما درباره یکی از «پدیده» های زمانی و یکی از عناصر یا مرکبات جهان است و آنچنان از او جستجو میکنیم که از یک عنصر زمانی و مادی. بدیهی است که اگر تا ابد این گونه در جستجوی زمان باشیم هرگز آن را نخواهیم یافت، هرگز زمان را به صورت یک پدیده و به صورت یک امر مکانی و زمانی در ردیف سایر پدیدهها نخواهیم یافت همچنانکه اگر بخواهیم ماده اصلی جهان (هیولای اولی) را- که حسب الفرض قوّه محض است و در ذات خود هیچ صورت و فعلیتی ندارد و فعلیتش عین استعداد است- دریابیم و آن را به صورت یک عنصر مادی جستجو کنیم، هرگز او را نخواهیم یافت.