مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١٧ - نکته ٢
این است که هر چیزی علتی دارد که به واسطه وی جبرا به وجود میآید و اما اینکه ما در راه مقاصد خود فداکاری مینماییم یا به تربیت و امر و نهی دست میزنیم نه از راه این است که در اعمال خود مختاریم، بلکه افعال ما در وجود مقاصد ما ذی دخل
میکند آنا اراده کند و درست به جهت مخالف حرکت اوّلی خود حرکت کند؛ قادر است حرکت دورانی کند یعنی آنافآنا تغییر مسیر و جهت بدهد. از محدودیت و یکنواختی فعالیت جمادات به هیچ نحو در حیوان مشاهده نمیشود. اگر یک جسم جامد بخواهد حرکات مختلفی بکند (مانند یک دستگاه ماشین) حتما لازم است نیروهای خارجی او را اداره کند ولی حیوان صرفاً با استفاده از نیروی داخلی، یعنی نیروی احساس و اراده، هزار جور حرکت و اثر مختلف میتواند از خود نشان بدهد.
یک کبوتر میتواند به میل خود پشت سر یکدیگر چندین معلّق بزند. بنابراین حیوان بیش از نبات قادر است مجرای عمل خود را تغییر دهد و میدان عمل وسیعتری برای حیوان باز است، و بدیهی است که به هر اندازه محدودیت عمل از بین برود و میدان وسیعتری پیدا شود آزادی بیشتری پیدا میشود. نسبت حیوان با حرکت به این سو و حرکت به آن سو متساوی است و هر دو طرف برایش امکان دارد و این اختیار حیوان یعنی میل و اراده حیوان است که از آزادی مسیر استفاده میکند و یک سو را انتخاب میکند.
یک قدم بالاتر، عالم فعالیت انسان را مورد مطالعه قرار میدهیم. در اینجا آزادی را به حد اعلی که ممکن است فرض شود مشاهده میکنیم. حیوان هر چند در حرکات مخصوص حیوانی خویش آزاد است و طبیعت مسیر معین و خط سیر معین برای حیوان معین نکرده است و میدان عمل وسیعی به حیوان داده است: حیوان با انواع مختلف حرکات نسبت متساوی دارد و فقط اراده و اختیار خود حیوان است که مسیر را تعیین و مشخص میکند، ولی یک چیز هست و آن اینکه اراده و اختیار حیوان محدود است به اطاعت از تمایلات و غرایز حیوان، و هر چه مورد تصویب و موافقت غرایز و تمایلات حیوان واقع شود اراده حیوان بیدرنگ عملی میکند. اراده در وجود حیوان و انسان بیشتر شبیه است به قوه مجریه، و این قوه مجریه در وجود حیوان تابع فرمان بلا شرط و مستبدّانه غرایز و تمایلات است و در حقیقت، کشور وجود حیوان در عین استقلال و آزادی و خود مختاری، زمام اختیار این کشور در دست یک سلسله