مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢٤ - نکته ٢
اصولا شکاک میباشند و ما پاسخ این روش را در مقاله ٣ و مقاله ٩ داده و بیپایه بودنش را روشن ساختیم.
(٤). کسانی که میگویند: «معلومات مسلّمه ما فرضیههایی است که به حسب مساس حاجت فرض میشود و امروز فرضیه خدا دیگر از محیط حاجت بیرون افتاده است» اینان نیز چنانکه در مقالههای گذشته ثابت کردیم در حقیقت شکاک هستند.
در بیمغز بودن این گفتار کافی است که خودش پاسخ خودش میباشد، زیرا این سخن (معلومات مسلّمه ما صرفاً فرضیههایی است که حاجت آنها را به وجود آورده) میخواهد به ثبوت برساند که: «ما هیچ معلوم ثابتی نداریم» و در صورت صحت، خود این سخن معلوم ثابتی است و خودش دروغ خود را در میآورد.
خوشمزهتر اینکه: بعضی از اینان که به این نکته برخوردهاند، برای رفع اشکال گفتهاند: همه قضایا و معلومات، غیر دائمی و غیر کلی است مگر اینکه «غیر ثابت و غیر کلی نداریم». با این سخن مشتمل به استثنائی خندهدار، یک قضیه دومی نیز کلی و ثابت اثبات نمودهاند.
و اینکه گفتهاند: «فکر خدا و ماوراء طبیعت معلول انحطاط اقتصادی و بیچارگی بشر است» پاسخ آن را در آغاز سخن داده و گفتیم که بحث از خدا فطری بشر میباشد و نسبت متعاکسی میان خداشناسی و مادهپرستی موجود است. در حقیقت خداشناسی معلول محرومیت مادی نیست، بلکه روگردانی و اعراض از خداشناسی معلول سرگرمی به مادهپرستی است، زیرا سرسپردگی به حکم هر غریزهای احکام غرایز دیگر را ضعیف میکند.
گواه این سخن آن است که: هر جا محرومیت مادی با فعالیت برخی غرایز سرگرم کننده توأم میشود- مانند اقسام شهوترانیهای پست- باز پای خداشناسی لنگ است، و از سوی دیگر اشخاصی که فراغت نسبی و میانهروی در زندگی دارند به این بحث بهتر میپردازند. اصولا کارهای فکری با سرگرمیهای مادی سازش ندارد.
و اینکه گفتهاند: «فکر خدا و مذهب را استثمار کنندگان بشریت به وجود آوردهاند» پاسخش همان است که گفته شد. گذشته از آن اصولا سوء استفاده از فکری دلیل بطلان و فساد وی نمیباشد.
همه میدانیم از نخستین روز که بشر وارد صحنه اجتماع شده پیوسته اجتماعی صالح و آرمانی پاک به حسب فطرت میخواسته و میخواهد. با اینهمه پس از صدها هزار سال (به قول زمین شناسان) تا کنون در اثر استفاده سوء و نامشروع