مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٧ - نکته ٢
هر پدیده که پدیدار میشود علتی دارد و اگر این علت نبود پدیده مفروض نیز نبود.
اگر به دری بسته فشار آوردیم و باز نشد برمیگردیم و از گوشه و کنار به جستجو میپردازیم یعنی میخواهیم بفهمیم چه کم و کاستی در علت باز شدن در پیدا شده که در باز نمیشود؟ چه، اگر چنین کم و کاستی نبود فشار دست با بقیه شرایط حتما ١
بالذات و مستغنی از علت بوده باشند، قهراً هیچ رابطهای بین هیچ موجودی و موجود دیگر نخواهد بود و همه از یکدیگر بیگانه و جدا و غیر مربوط خواهند بود؛ و البته در این صورت هیچ قانون و ناموسی هم وجود خارجی نخواهد داشت زیرا همه قوانین و نوامیس حاکم بر طبیعت، کیفیتهای خاص علّی و معلولی اشیاء است و در این فرض «علم» نیز معنا ندارد زیرا علم عبارت است از «بیان قوانین و نوامیس و روابط واقعی بین اشیاء» و اگر بین هیچ چیزی با چیز دیگر رابطهای وجود نداشته باشد علمی هم وجود نخواهد داشت. پس قانون علیت و معلولیت پایه و اساس علم است و کسانی که از طرفی خود را منکر قانون علیت و معلولیت نشان میدهند و در عین حال مقام علم را نیز میخواهند حفظ کنند راه بیهوده میروند.
این قانون از پرارزشترین قوانین مورد استفاده فلسفه الهی است و در همین مقاله اشاره خواهد شد که همین قانون با سایر قوانین منشعبه از آن است که ما را ملزم میکند که تمام رشتههای علّی و معلولی را منتهی به یک ذات کامل و غیر معلول بدانیم و همه نظامات را تحت نظام واحد و قائم به ذات واحد بشناسیم.
[١]. یکی از قوانینی که از قانون علیت و معلولیت منشعب میشود قانون جبر علّی و معلولی است یعنی اینکه علت ضرورت دهنده به معلول است و هر معلولی به وجود آمدنش و مختصات وجودیاش همه ضروری و قطعی و غیر قابل اجتناب است.در مقدمه این مقاله نظریههای مختلفی را که درباره این قانون فرعی ابراز شده نقل کردیم و یک برهان ساده نیز بر صحت این قانون اقامه کردیم.
عجب این است که در عین اینکه این قانون از قوانینی است که هنگامی که به صورت یک قانون کلی و عمومی بر اذهان عرضه میشود موجب استیحاش میشود و صعب القبول جلوه میکند و تمرین و ممارستهای برهانی زیادی لازم است تا این استیحاش وهمی از بین برود، در عین حال هر کسی در شعور مخفی خود به آن اذعان