مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١١ - نتیجه
خواهد بود، زیرا تقید و اشتراط- چنانکه روشن شد- معلولیت را در بر دارد، و اطلاق را با «نفی» باید نگهداری کرد میگوییم: خدا موجود است ولی نه مانند این موجودات، میگوییم: خدا وجود دارد، علم دارد، قدرت دارد، حیات دارد ولی نه از
است، سخن در این است که ما اطلاق وجودی ذات حق را در ذهن خود چگونه تصور میکنیم؟ تصور این اطلاق مستلزم این نیست که واقعیت این اطلاق در ذهن منعکس شود یا ذهن ما خارجا با آن متحد شود، بلکه ما این اطلاق را با کمک «نفی» تصور میکنیم به این طرز که مفهوم «وجود» مشترک را تصور میکنیم و سپس شباهت و مماثلت وجود حق را با سایر وجودات در محدودیت و بعضی جهات دیگر از ذات حق سلب میکنیم و به این ترتیب از ذات حق که وجود مطلق است تصوری در ذهن خود میآوریم.
تصور «لا یتناهی» نیز همین طور است. مثلًا در این باره میاندیشیم که فضا متناهی است یا غیر متناهی؟ خود این سؤال که برای ذهن مطرح است دلیل است که ذهن همچنانکه تصوری از «متناهی» دارد، تصوری هم از «غیر متناهی» دارد، در صورتی که اگر ذهن بخواهد مصداق فضای لا یتناهی را تصور کند، یعنی بخواهد غیر متناهی را نزد خود مجسم کند در حالی که آن فضای مجسم ذهنی واقعاً غیر متناهی باشد امکانپذیر نیست، ولی اگر ذهن فضای محدود را در خود مجسم کند آنگاه مفهوم کلّی «فضا» و هم مفهوم «محدودیت» را تعقل کند آنگاه مفهوم «نفی» و «عدم» را بر «فضای محدود» اضافه کند امری ممکن و معقول است و واقعاً مفهوم «فضای نا محدود» را تصور کرده است.
پس ذهن به طور مستقیم قادر نیست «غیر متناهی» را تصور کند ولی به طور غیر مستقیم قادر است؛ و به تعبیر دیگر ذهن قادر نیست «غیر متناهی» را «تخیل» کند یعنی در قوه خیال که قوهای نیمه مجرد است و خود و مدرکاتش ذی بعد میباشند آن را بگنجاند، زیرا مستلزم این است که ذهن در آن واحد بعدی غیر متناهی در خود جای دهد و این غیر ممکن است و لا اقل برای نفوس عادی غیر ممکن است، اما مانعی نیست که ذهن «غیر متناهی» را تعقل کند یعنی با ترکیب یک سلسله مفاهیم کلی، تصوری که البته از نوع ماهیت نخواهد بود بلکه از نوع مفاهیم انتزاعی خواهد بود برای خود بسازد.