مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢٩ - نکته ٢
و همه تحولات طبیعی در جهان طبیعت به دلیل تجربه و مشاهده قطعی روی همین قانون میباشد. تخم سیب است که میتواند درخت سیب را بپذیرد نه تخم انار، و از درخت سیب تنها میتوان میوه سیب را چید نه میوه دیگر و نه از درخت
تغیرات و تبدّلات صناعی قابل مقایسه نیست. در آینده ثابت خواهیم کرد که طبیعت جز «شدن» و تغییر و تحول نیست. تغیراتی که به وسیله صنعت رخ میدهد سطحی است و با همه تغیر نامها و شکلها از حدود مربوط کردن و پیوند دادن نیروهای موجود در طبیعت و تنظیم آنها تجاوز نمیکند. اما تغیرات طبیعی تا عمق جوهر اشیاء نفوذ دارد. اشیاء در تغیرات طبیعی تغییر ماهیت میدهند و به راستی یک ذات و جوهر تبدیل به ذات و جوهر دیگر میشود چنانکه عن قریب توضیح خواهیم داد.
در طبیعت همواره چیزی چیز دیگر میشود، بلکه طبیعت عین «شدن» است خواه آنکه بگوییم در طبیعت همواره «چیز» ها چیز دیگر میشوند یا بگوییم طبیعت عین «شدن» است. چیزی باید باشد تا چیز دیگر بشود، و یا چیزی هست که همواره «میشود». «شدن» نظام خاصی دارد یعنی هر چیزی صلاحیت و استعداد تبدل به هر چیز را ندارد، فقط استعداد تبدل به شئ یا اشیاء معینی را دارد و به اصطلاح فلسفی هر موجود بالفعلی استعداد هر حالت و هر صورتی را در آینده ندارد بلکه استعداد یک صورت معین را دارد؛ مثلًا گندم استعداد انسان شدن یا مرغ شدن ندارد، فقط استعداد بوته گندم شدن دارد؛ و از آن طرف هر حالت و صورت مفروض آینده امکان اینکه بدون ماده قبلی به وجود آید یا امکان اینکه از هر مادهای و در هر مادهای به وجود آید ندارد؛ مثلًا بوته گندم یا کودک انسانی که در آینده باید موجود شود امکان اینکه از دانه جو یا تخم مرغ به وجود آید ندارد بلکه فقط امکان پیدایش از ماده مخصوصی را دارد.
پس در هر مادهای که صورتی را میپذیرد صفت مخصوصی وجود دارد و آن عبارت است از استعداد و قوه آن صورت، و چون این استعداد صفت آن ماده است آن ماده را «حامل» آن استعداد مینامند. این استعداد و این قوه در ماده دیگر وجود ندارد. آنچه در ماده دیگر وجود دارد استعداد و قوه دیگری است.
از اینجا روشن میشود که میان حاضر و آینده ارتباط برقرار است. به این معنی که چنین نیست که میان آنچه هست و آنچه خواهد بود هیچگونه پیوندی وجود ندارد و همه آن چیزهایی که هستند با همه آن چیزهایی که خواهند بود رابطه و نسبت متساوی