مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٣ - نکته ٢
اراده و شک و جزم و غیره عکسبرداری نموده و سپس با قوه تجرید و تعمیم، از آنها «معانی کلیه» ساخته و با قوه تجزیه و ترکیب، صور گوناگونی از آنها پدید آورده است:
سر دسته این جماعت جان لاک انگلیسی است و این جمله- که گفته شده است ضرب المثل لاتینی است- از وی در این باب معروف است: «در عقل چیزی نیست که قبل از آن در حس وجود نداشته باشد».
روی این نظریه، عناصر اولیه عقل بشر منحصر است به آنچه از راه یکی از حواس خارجی یا داخلی وارد ذهن شده است.
در این مقاله هر دو نظریه معروف اروپا ابطال میشود، و اثبات میشود که نه نظریه عقلی صحیح است و نه نظریه حسی؛ یعنی نه آن طوری که عقلیون فرض کردهاند عقل پارهای از مفاهیم و تصورات را بالفطره و بالذات واجد است و نه آن طوری که حسیون پنداشتهاند محتویات ذهنی منحصر است به آنچه ذهن به وسیله یکی از حواس خارجی یا داخلی از یک پدیده خارجی یا از یک پدیده نفسانی صورت گیری نموده است؛ و به عبارت دیگر تحقیق میشود که نه آن طوری که عقلیون فرض کردهاند عقل دارای آن خاصیت ذاتی است که پارهای از مفاهیم را از پیش خود و بدون وساطت و مداخله هیچ قوه دیگری ابداع نماید و نه آن طوری که حسیون پنداشتهاند کار عقل منحصر است به تجرید و تعمیم و تجزیه و ترکیب صورتهای محسوسه، بلکه قوه مدرکه انسان یک فعالیت دیگر نیز انجام میدهد که ما او را «نوعی خاص از انتزاع» مینامیم و در این مقاله تحت عنوان «اعتبار» نام برده میشود؛ و همین «اعتبار» یا «انتزاع» است که بدیهیات اولیه تصوریه منطق و غالب مفاهیم عامه فلسفه را برای ذهن بشر به وجود آورده است و این رشته مفاهیم انتزاعی از آن جهت «مفاهیم عامه» خوانده میشوند که کلیترین و عمومیترین تصوراتی است که عارض ذهن بشر شده و کلیتر از این تصورات ممکن نیست، از قبیل تصور وجود و عدم و وحدت و کثرت و وجوب و امکان و امثال اینها. این مفاهیم عامه به ترتیبی که گفته خواهد شد از لحاظ پیدا شدن برای ذهن مؤخرند از مفاهیم خاصه و بالاخص از محسوسات خارجیه و از این لحاظ در درجه دوم واقعند (معقولات ثانیه) ولی از لحاظ منطقی «بدیهی اوّلی» میباشند؛ یعنی از لحاظ فلسفی و روانشناسی در درجه دوماند و از لحاظ منطقی در درجه اول.
علاوه بر این جهت، در این مقاله راه پیدایش یک سلسله تصورات دیگر که بعضی