مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٢ - نکته ٢
در طبیعت، هر ترکیب مفروض، مستمند آخرین ماده تحلیلی بوده ولی ماده، دیگر ماده نمیخواهد بلکه خود ماده است. پس سنخ احتیاج هر قضیه به قضیه استحاله اجتماع و ارتفاع نقیضین (اوّل الاوایل به اصطلاح فلسفه) غیر از سنخ احتیاج نظری به بدیهی میباشد که احتیاج مادی و صوری است.
توضیح اینکه ما اگر یک برهان ریاضی را مثلًا با نتیجهاش در نظر گرفته و مورد بررسی قرار دهیم و با تأمل کافی چشم را با برهان پر کرده و به سوی نتیجه نگاه کنیم، و بالعکس نتیجه را به دست ادراک سپرده و به برهان مراجعه نماییم، در این حرکت فکری با دو پیشامد تازه مواجه خواهیم شد: یکی اینکه اگر مواد برهان مفروض را با مواد برهان دیگری عوض کنیم، مثلًا قضایای مستعمله در یک برهان طبیعی را با قضایای مستعمله در یک برهان ریاضی عوض کنیم مشروط بر اینکه
شود که به واسطه عروض شبهات از این حکم فطری ذهن خود غفلت کند و یا وجود آن را انکار کند ولی ممکن نیست که انسانی پیدا شود که واقعاً در ذهن خود این حکم را نداشته باشد. دانشمندان جهان از قدیم و جدید- تجربی و تعقلی- وجود چنین اصلی را در فکر بشر منکر نشدهاند. از دانشمندان قدیم کسانی که در صدد انکار این اصل برآمدهاند سوفسطائیان هستند و از دانشمندان جدید طرفداران منطق دیالکتیک منکر این اصل شدهاند.
پیروان ماتریالیسم دیالکتیک سعی دارند که بعضی دیگر از قدمای یونان را که قائل به حرکت در طبیعت شدهاند و یا آنکه فلسفه خویش را روی اصل مبارزه اضداد در طبیعت تأسیس کردهاند منکر اصل امتناع تناقض در فکر جلوه بدهند و از این جهت است که هراکلیت (( )هرقلیطوس) فیلسوف اقدم یونان را احیاناً منکر اصل امتناع تناقض در فکر معرفی میکنند ولی حقیقت این است که قبل از هگل (( که بانی دیالکتیک جدید است به استثنای سوفسطائیان کس دیگر یا دسته دیگر رسماً منکر این اصل فکری نشده است. خود هگل نیز متوجه شده است که آنچه او میگوید ربطی به اصل امتناع تناقض ندارد ولی مادیین روی علل خاصی جدا به مخالفت با این اصل برخاستهاند. مادیین در منطق و فلسفه خویش به بن بستهایی میرسند که جز با انکار این اصل بدیهی راه فراری ندارند. ما در پاورقیهای مقاله ٤ (صفحه ٢٢٧) به بعضی از این بن بستها اشاره کردیم و عنقریب توضیح بیشتری در اطراف مطلب خواهیم داد.