مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠٦ - نکته ٢
خرده گیری
١. هنگامی که به این سه پایه «اثبات، نفی، و نفی نفی» نگاه کرده به خارج تطبیق دهیم در برابر هر سه تا در خارج اثبات خواهیم یافت نه چیز دیگر. مثلًا در برابر نفی، جوجه مییابیم نه نفی تخم؛ و ما در مقاله هفتم به ثبوت رساندیم که عدم و نفی یک معنی ساخته ذهن است که از وجود خارجی با نسبت گرفته میشود و در همین سه پایه: «تخم مرغ، جوجه و مرغ» هر یک عدم و نفی دوتای دیگر میباشد.
پس پایه دوم (آنتیتز- نفی) تنها و تنها نفی پایه اول (تز- اثبات) نیست و
بی روح آن را تشکیل میدهد، زیرا آن دورهها ادوار توافق بودهاند و چنین رضایت و خرسندی گرانبار سزاوار یک مرد نیست. تاریخ در ادواری درست شده است که تناقضات عالم واقع به وسیله پیشرفت و تکامل حل شده است ...»
پل فولکیه در رساله دیالکتیک قسمت دوم در مقام بیان اصل تناقض در فلسفه هراکلیت و وحدت آن با نظر هگل چنین میگوید:
«... هراکلیت در عین حال فیلسوف تناقض هم هست. وی میگوید « (*)»: ما هستیم و نیستیم. وی مخصوصاً مبارزه ضدین را در طبیعت تأیید میکند و آن را برای به دست آوردن هماهنگی لازم میداند: ضدین با هم توافق میکنند و بهترین آهنگها از الحان مختلف درست میشود و همه چیز از مبارزه به وجود میآید ... طبیعت، تناقضات را دوست دارد و هماهنگی را به وسیله آنها تولید میکند نه به وسیله موجودات مشابه، مثلًا جنس نر را با جنس ماده جمع میکند و دو جنس مشابه را با هم جمع نمیکند و توافق اولیه به وسیله دو جنس مخالف صورت میگیرد نه به وسیله دو جنس مشابه. هنر همین طور عمل میکند و از طبیعت تقلید مینماید. در نقاشی رنگهای سفید و رنگهای سیاه و رنگهای زرد و رنگهای قرمز با هم ترکیب میشوند و به این ترتیب مشابهت با تصویر اولیه حاصل میگردد. در موسیقی هم
______________________________
(*) آنچه از هراکلیت هم نقل شده با [منطق] قدمای ما جور میآید که قائل به تضاد عرضی میباشند نه با منطق هگل که قائل به تضاد طولی و درونی و تک شاخهای است؛ ولی ظاهراً عبارات بجز قسمت آخر از خود پل فولکیه است. از هراکلیت جز جملههای کوتاه در دست نیست.