مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٤ - نکته ٢
تحلیل رفتن قوا تغییر نمیپذیرد جز اینکه کاملتر و روشنتر میشود، و گاهی میشود که یک یا چندین عضو و گاهی همه بدن فراموش میشود ولی «خویشتن» فراموش شدنی نیست.
پیدا میشود». مادّیون که قائل به اصالت ماده هستند یعنی ماده را تنها جوهر اصیل میدانند و در عین حال اساس معرفت و شناسایی را احساس و تجربه میدانند، در باب بیان حقیقت «خود» یا «من» از حسیون پیروی کردند و گفتند که «خود» یا «نفس» عبارت است از مجموعه افکار و خیالات و احساسات پی در پی که برای یک متشکله مخصوص مادی پیدا میشود. اینک بهتر است عقیده مادیون را راجع به حقیقت «خود» و اینکه این تصور از کجا ناشی میشود از خود آنها بشنویم.
دکتر ارانی در پسیکولوژی صفحه ١٠٤ میگوید:
«تأثیر عوامل مؤثر فورا از روح معدوم نمیشود و ما بین تمام تأثراتی که به دنبال هم روح را متأثر میسازند به طور کلی یک رشته و رابطه عمومی موجود است که فقدان آن باعث بیهوشی روح میشود و در حالت طبیعی هشیار بودن روح به واسطه وجود رابطه کلی ما بین تمام عناصر و عوامل مؤثر است.»
و نیز در همان صفحه میگوید:
«مفهوم «خود» بدین ترتیب پیدا میشود که یک مشکله مادی دائماً تأثرات خارجی (صوت، نور و غیره) را میپذیرد و این قضیه باعث میشود که موجود زنده به وجود خود آشنا میشود.»
در صفحه ١٠٥ میگوید:
«دو جنبه «خود» را باید از هم تشخیص دهیم: «خود مؤثر» و «خود متأثر». غرض از «خود مؤثر» عبارت از هیکلی است که من آن را خود میدانم و غرض از «خود متأثر» من خودم هستم که از وجود خود اطلاع دارم. خود مؤثر نتیجه جمیع شرایطی است که آن را ایجاد نموده است مانند اجزاء مادی، عوامل مؤثر در آن (نور، صوت و غیره)، احساساتی که همراه تأثیر عوامل است، حرکات (ارادی و یا غیر ارادی) و غیره. خود متأثر ناظر و شاهد این نتیجه کلی میباشد.»