مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٩ - نکته ٢
تصور یا تصدیقی داشته باشیم متغیر و جزئی و نسبی خواهد بود زیرا طبق ناموس علیت و معلولیت، فکر (هر ادراک) زاییده ماده بوده و نتیجه جبری تحولی است که
باشد؛ مثلًا اگر در ذهن ما این تصور پیدا شد «زید فلان روز با عمرو ملاقات نمود» یا «ارسطو شاگرد افلاطون بوده است» در آن دیگر باید این تصور شکل دیگر به خود بگیرد و رابطه تغییر کند و مثلًا اینطور فکر کنیم «ارسطو شاگرد افلاطون نبوده است» و به عبارت روشنتر در واقعیات خارجی هیچگاه ارتباط دو جزء در دو لحظه به یک حال باقی نیست. آیا تصوری که ما نسبت به یک لحظه خاص در ذهن خود داریم مثل آنکه میگوییم «دیروز بعد از پریروز بود» یا «زید در روز جمعه سخن گفت» یا «ارسطو شاگرد افلاطون بوده است» به یک حال باقی است یا آن نیز متغیر است؟ البته روی اصل مادی بودن روح نمیتوانید بگویید باقی است، و اگر بگویید متغیر است علاوه بر اینکه خلاف یک امر بدیهی است پس ما باید نسبت به تصوراتی که از حقایق گذشته داریم سلب اعتماد نماییم زیرا میدانیم مفاهیم ذهنی ما خود به خود متغیر است و هر لحظه حالت خاصی دارد، و ما بعدا در مقاله ٤ خواهیم گفت این مطلب یکی از مطالبی است که ماتریالیسم دیالکتیک را وارد در جرگه شکاکان مینماید.
برای آنکه معنای اطلاق مفاهیم که منطق قدیم به آن قائل بود و معنای نسبیت مفاهیم که ماتریالیسم دیالکتیک به آن قائل است روشن شود لازم است که مقدمه ذیل تذکر داده شود.
یکی از مسائل مهمی که از قدیم الایام مورد توجه فلاسفه بوده است مسأله «ارزش معلومات» و حقیقی بودن آنهاست؛ یعنی آیا اندازه واقع نمایی علوم (ادراکات) از واقعیات چقدر است و آیا ادراکات ما نسبت به اشیاء خارجی چه اندازه با وجود خارجی آنها مطابقت دارد؟
چنانکه گفتیم سوفسطائیان و ایده آلیستها هیچ گونه ارزشی برای معلومات قائل نیستند زیرا بنا به گفته آنها در ماوراء ذهن واقعیتی وجود ندارد که ادراکات با آن واقعیت مطابقت بکند یا نکند و اساساً حقیقت و خطا هیچکدام معنی ندارد.