مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٩ - نکته ٢
البته نباید تصور کرد که این کثرت، کثرت عددی است زیرا عدد و شماره نیز یکی از جلوههای گوناگون هستی میباشد.
ذهن ما جلوهگر هستند متکثر و مختلف و متباین هستند و فرض این است که عیناً همین امور متکثره و متباینه واقعیت عینی را تشکیل میدهند پس واقعیت عینی از امور متکثره متباینهای تشکیل یافته است.
و اما اگر وجود را امری عینی و اصیل، و ماهیات را اعتبارات ذهن بدانیم جای این گفتگو هست زیرا وجود از لحاظ ذهن ما مفهوم واحدی بیش نیست و باید تحقیق کرد که آیا حقیقت وجود که طارد عدم و تشکیل دهنده خارج است واحد است یا کثیر؟
اگر واحد است چگونه امر واحد من جمیعالجهات منشأ انتزاع مهیات کثیره متباینه شده؟ یعنی چرا ذهن ما انواع کثیره و افراد مختلفه دریافت میکند؟ و اگر کثیر است کثرت در وجود چه نحو است و در این صورت چرا وجود بیش از مفهوم واحد در ذهن ما ندارد؟
با توجه به شکلی که این مسأله روی اصالت وجود و اعتباریت مهیت به خود میگیرد و با توجه به نظریات عمدهای که در اینجا ابراز شده میتوان این مسأله را به این صورت طرح کرد: آیا وحدت محض بر واقعیت (وجود) حکمفرماست یا کثرت محض یا هم وحدت و هم کثرت؟
در باب وحدت و کثرت وجود سه نظریه است:
[١]. وحدت وجود.[٢]. کثرت و تباین وجودات.[٣]. وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت (تشکیک وجود).وحدت وجود
این نظریه با این شکل که با توجه به اعتباریت ماهیات ابراز شده منسوب به عرفاست.
عرفا در نظریات خود براهین و استدلالات عقلانی را که مورد اعتماد فلاسفه است راهنمای خود قرار نمیدهند و یگانه راهنمای قابل اطمینان را «مکاشفه» و