مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٦ - نکته ٢
قدما آنطور که ابتدائاً به نظر میرسد یک «متصل واحد» نیست بلکه مرکب است از ذرات بسیار کوچک که جسم واقعی آنها هستند، اختلاف و تنوع اجسام محسوس تنها در اثر اختلاف شکل و اندازه و وضع ذرات آنهاست و آن ذرات دائماً در جنبش و حرکت هستند و آنچه منشأ دیدن و شنیدن و سایر احساسها میشود غیر از همان ذرات که در حرکت هستند چیز دیگری نیست و آنچه ما به وسیله حواس خود به عنوان رنگ یا طعم یا بو یا صوت ادراک میکنیم عینیت خارجی ندارند، فقط یک سلسله حالات ذهنی هستند که نماینده تأثیرات مختلف ذرات میباشند و به قول بعضی از دانشمندان:
«طبیعت دارای رنگ و بو و صدایی نیست، ما هستیم که برای آن، اشعه زرین آفتاب و عطر فرح بخش گل و صدای دلنواز بلبل ساختهایم.»
خود ذیمقراطیس نیز تصریح کرده است که این صوری که ما از اشیاء به وسیله حواس خود ادراک میکنیم دلیل بر حقیقت اشیاء خارجی نیست بلکه نماینده تأثیرات مختلف ذراتی است که از اجسام خارج میشوند و داخل عضو حاسه ما میگردند.
از ذیمقراطیس نقل شده که گفته است:
«بر حسب قرار داد شیرین شیرین است، بر حسب قرارداد تلخ تلخ است، بر حسب قرار داد گرم گرم است، بر حسب قرار داد سرد سرد است، بر حسب قرار داد رنگ رنگ است، ولی اگر حقیقت را بخواهید اینها فقط ذرات هستند و خلأ.»
و از جمله دانشمندان حسی که نظریه دکارت و پیروانش را راجع به «معقولات صرفه» نفی کردند و به پیروی جان لاک قائل به اصالت حس شده جمیع معلومات را مستند به حس دانستند جرج برکلی (١٦٨٥- ١٧٥٣ م) و دیوید هیوم [١] (١٧١١- ١٧٧٦ م) میباشند. این دو نفر در نفی ارزش محسوسات که به عقیده آنها مبدأ اصلی علم هستند از دکارت و ژان لاک نیز جلوتر رفتند؛ مثلًا دکارت بعد و شکل و حرکت را در جسم (خواص اولیه) که به عقیده او معقولاند نه محسوس، حقیقی میدانست و تنها خواص ثانوی از قبیل صوت و رنگ و طعم و حرارت را که محسوساند بی حقیقت
[١] .