مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٠ - نکته ٢
مدرکات با محسوس داشته و ترتب آثاری که بالقیاس به محسوسات در مورد آنها نبوده اثبات مینماید و تنها ادراکی را که قابل انطباق به حس بوده و منتهی به حس نیست نفی میکند و اما مطلق ادراکی را که منتهی به حس نباشد نفی نمیکند، پس اگر
نیست به اینهمه تعقلات کثیره. و همچنین ممکن نیست که این تکثر مستند به جهات متکثره قابل باشد زیرا در مورد معلومات، قابل نیز خود نفس است. و همچنین ممکن نیست تکثر معلومات را از راه ترتب طولی معلومات توجیه کرد زیرا میدانیم بسیاری از معلومات است که رابطه طولی یعنی علیت و معلولیت بین آنها نیست؛ مثلًا نه میتوان گفت که تصور سفیدی تولید کننده تصور سیاهی است و نه میتوان گفت تصور سیاهی تولید کننده تصور سفیدی است. پس، از هیچیک از این سه راه نمیتوان تکثر معلومات را توجیه کرد. تنها راه صحیح توجیه تکثر معلومات، کثرت آلات حسیه است.
کثرت آلات حسیه از یک طرف و تعدد احساسهای جزئی از طرف دیگر که در طول زمان به واسطه حالات و شرایط و حرکات و کوششهای مختلف که انسان برای اغراض و غایات مختلف میکند پیدا میشود، موجب میشود که صور محسوسه زیادی در ذهن جمع شود. این اجتماع و تراکم ادراکات حسی، نفس را مستعد میکند برای پیدایش بدیهیات تصوری و بدیهیات تصدیقی. پس از پیدایش بدیهیات، تکثر معلومات به طور دیگری آغاز میشود به این نحو که ذهن آنها را با شکلها و صورتهای مختلف ترکیب میکند و حدود و قیاسات میسازد و به انواع نتایج نائل میشود و از این راه علوم نظری را کسب میکند و قدرتِ تا بینهایت جلو رفتن را پیدا میکند و خلاصه اینکه پیدایش بدیهیات اولیه کثیره مستند است به کثرت آلات حسیه و کثرت احساسهای جزئی، و پیدایش و تکثر علوم نظری مستند است به انواع ترکیباتی که در بدیهیات صورت میگیرد و البته در خصوص معلومات نظری به حسب رابطهای که بین هر مقدمه و نتیجهاش هست ترتب علّی و معلولی بر قرار است.»
خوانندگان محترم آگاهند که در مشاجره عظیم و طولانی حسیون و عقلیون که در مقدمه مقاله بیان شد تنها راهی که حسیون در مقام رد عقیده عقلیون پیدا کردهاند همان راه آزمایش است که اشاره شد، ولی این برهان و برهانی که در مقاله ٤ گذشت، برای کسانی که به اصول فلسفی آگاهند دلیل قاطعی است بر نفی ادراکات فطری به آن ترتیبی که عقلیون فرض کردهاند.