مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣٥ - نکته ٢
گذاشتهاند و سپس حکم لا ضرورت را در مسأله اولی که «اختیار» نامیده بودند و منفی است، برای اختیار که در مسأله دومی است و حکم مثبت دارد حکم قرار دادهاند. پس از اینهمه نقل و تبدیل اولا حکم لا ضرورت یعنی نسبت معلول به علت
خلاصه نه تنها «مایه عیش آدمی شکم است» بلکه مایه فکر و عقل و علم و فلسفه و هنر و اخلاق و هر تجلی روحی و معنوی انسان همانا شکم و مانندهای شکم است.
مادیین برای اثبات عقیده جبری خود به سفسطههای عجیبی متوسل میشوند.
دکتر ارانی در جزوه جبر و اختیار پس از آنکه مقدمه قانون علیت را بیان میکند و میگوید پیدایش حوادث طبق قوانین و نوامیس معین علّی و معلولی صورت میگیرد، میگوید:
«در صورتی که در طبیعت هیچ امری بدون علت و دلیل واقع نمیشود و عموم حوادث مبتنی بر قوانین معین و نظام مسلّمی هستند و تشریح کردیم مقصود از «قانون» یا «ناموس» چیست، باید دید این نوامیس، جبری هستند یا اختیاری؟ یعنی آیا قوانین عالم باید حتما این طور باشند یا ممکن بود به شکل دیگر در آیند؟ به عبارت دیگر دنیای فعلی واجب است یا ممکن؟ جواب این سؤال واضح است زیرا در صورتی که قبول کردیم هر امری را علتی و هر علتی را معلولی است یعنی همواره متعاقب هر موقعیت و علل معینی نتایج معین میآید نمیتوانیم تصور کنیم که دنیا «ممکن» باشد زیرا در این صورت لازم میشود سلسله علّت و معلولی خود را در جایی متوقف پنداریم و این مخالف اصلی است که فوقا قبول نمودهایم زیرا باید آن محل توقف را معلول بیعلت بدانیم و این منطقاً محال است. پس، از اینجا این طور نتیجه میگیریم که در طبیعت اعجاز نیست.»
اولًا موضوع «جبر و اختیار» که مربوط به کیفیت صدور افعال انسان از انسان است و دهها قرن سابقه بحث فلسفی دارد، چه ربطی دارد به اینکه ما بگوییم «آیا قوانین عالم بایستی حتما این طور باشند یا ممکن بود به شکل دیگر درآیند؟». ثانیا فرضاً ما جبر و اختیار را به همین معنا گرفتیم باز این موضوع چه ربطی دارد به اینکه بگوییم «آیا دنیای فعلی واجب است یا ممکن؟» و مگر منافاتی است بین اینکه ما این جهان را ممکن بدانیم و در عین حال ضرورت و ایجاب علّی و معلولی را قبول کنیم؟ ما قبلًا گوشزد کردهایم که مادیین بین «وجوب غیری»- که همان وجوب علّی و معلولی