مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٨ - نکته ٢
در را باز میکرد؛ و همچنین یک نفر مکانیسین، ماشینی را که به کار انداخته با مشاهده کوچکترین خللی در حرکت ماشین فورا به کنجکاوی در پیکره ماشین میپردازد یعنی میخواهد بفهمد که کدام شرط از شرایط علّی حرکت ماشین مفقود میباشد؟ چه، اگر چنین واقعهای در کار نبود ماشین هرگز در حرکت خود لنگ نمیشد یعنی اگر علت تامّه حرکت موجود بود حرکت ضروری بود.
پس ناچار علت تامّه هر معلول به معلول خودش ضرورت میداده و معلول وی در دنبال این ضرورت به وجود میآمده.
بدیهی است که اگر مجرد وجود خارجی علت در یک زمانی (اگر چه به همراه معلول نباشد) کافی بود که پس از نابودی آن، معلول خود به خود به وجود خود ادامه دهد ١ هیچگاه این تفتیش انجام نمیگرفت.
دارد و به حسب فطرت ادراک و اراده خویش از آن پیروی مینماید. جمله متن که میگوید: «اگر به دری بسته فشار آوردیم ...» تا آنجا که میگوید: «پس ناچار علت تامّه هر معلولی به معلول خود ضرورت میداد ...» اذعان و تصدیق فطری و عملی این قانون را در اذهان بیان مینماید.[١]. در اینجا یکی دیگر از قوانین منشعب از قانون علیت و معلولیت بیان شده و آن اینکه: «معلول همان طوری که حدوثاً نیازمند به علت است بقائاً نیز نیازمند به علت است».
در مقدمه این مقاله وعده دادیم که تفصیل این مطلب را در مقاله ٩ بیان کنیم ولی حالا مناسبتر میدانیم که در همین جا آنچه میخواستیم بگوییم بیان کنیم.
تصور ابتدائی هر کسی این است که چه مانعی دارد که معلول در بقای خویش از علت بینیاز باشد زیرا رابطه و علاقه معلول با علت به این وجه است که علت به وجود آورنده، معلول است و البته همینکه معلول از ناحیه علت وجود یافت قهراً باید رابطهاش با علت قطع شود و معنا ندارد که آن رابطه و علاقه باقی بماند و قهراً باید معلول بتواند بعد از آنکه به وسیله علت حدوث یافت خود به خود به وجود خویش ادامه بدهد مگر آنکه علت یا علل فانی کنندهای پیدا شود و آن معلول را فانی و نابود کند.
طرفداران بینیازی معلول از علت در بقا، امثله و شواهدی نیز برای مدعای خودشان ذکر میکنند از قبیل بقای فرزند بعد از پدر و بقای ساعت بعد از ساعت ساز و بقای ساختمان بعد از بنّا و بقای حرکت سنگی که به وسیله دست پرتاب میشود بعد