مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٦٨ - نکته ٢
نیست و علوم نیز اخیرا روی همین نظر موضوعات خود را که در گذشته جوهر میپنداشت به مجموعه اعراض تبدیل نموده و بیاینکه لنگ شود یا بهتر از سابق به کنجکاوی خود ادامه میدهد.
پاسخ
درست است که ما در مواردی که گفتهاند و آنچنانکه گفتهاند اندیشههایی که صور خواص اشیاء بوده باشد داریم و حتی جوهر را با خواص آنها میشناسیم یعنی در مورد تصور جوهری خواص آن را معرف قرار داده و آنها را تصور میکنیم، ولی جوهر نفسانی یا مطلق جوهر را از راهی که این دانشمندان نشان دادهاند اثبات نمیکنیم و چنانکه اینان پنداشتهاند غفلت نکردهایم، بلکه چنانکه بیان نمودیم نخست جوهر نفسانی را از مشاهده درونی خود اثبات کرده سپس در مورد جواهر خارجی با توضیحی که داده شد قضاوت نمودهایم.
و حکم نامبرده ما اگر چه مستقیماً از راه حس نیست ولی به راهنمایی مقدمه چندی منتهی به حس میباشد که ما هرگز نمیتوانیم آنها را نپذیریم.
و اینکه گفته شده «علوم چنین کنجکاوی را یا نتیجه آن را که محصول مستقیم حس نیست نمیپذیرد» سخنی است ناآزموده و ناسنجیده، زیرا این موضوع و نظایر آن موضوعی است فلسفی و غیر مربوط به علوم و هرگز علم نمیتواند در مسألهای که از میدان بحث و کنجکاوی آن کنار است گفتگو کند.
روان شناسی و به ویژه روان شناسی تربیتی با کنجکاوی خود خواص نفس را میجوید و بس، و همچنین گیاه شناسی یا فن کشاورزی خواص درخت را به دست میدهد و بس، ولی آیا نفس چیست؟ مهیت درخت کدام است؟ هرگز مربوط به این علوم نیست.
ما بارها در خصوص این سخن که «علوم به غیر حس اعتماد ندارند» گفتگو کردیم. پس در نتیجه این دانشمندان نظر فلسفی را با نظر علمی خلط و در مورد بحث فلسفی با روش علمی قضاوت مینمایند.
گذشته از اینها این دانشمندان خواستهاند «جوهر» را انکار کنند، در نتیجه «عرض» را نفی کرده و به جوهر افزودهاند و با روش پراگماتیسم به سوی اصالت عمل گرویده و از اندوختههای حسی ما که از خارج میگیریم صفت «بیرون نمایی» را سلب نموده و ادراکات دیگر ما را که حسی نیستند از همین صور حسی خود میدانند و در این صورت اگر ما بسیار هنر نمایی کنیم جهانی بیرون از خود