مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٢ - نکته ٢
همین اندازه که «دوتایی» درست شود) از همین جا باید نتیجه گرفت که ما از موجودات خارجی دو مفهوم متباین میگیریم: یکی مفهومی که اشیاء واقعیتدار با
مغایرت مفهومی وجود با مهیت یا زیادت وجود بر مهیت.
این مسأله در مقابل عقیده برخی متکلمین که معتقد بودهاند هیچ مغایرت مفهومی بین وجود و مهیت نیست طرح شده یعنی بحثهای کلامی متکلمین موجب ورود این مسأله در مباحث فلسفی شده. در کتب حکما اول کسی که میبینیم این مسأله را متعرض شده و یادآوری کرده فارابی است.
هر چند خود این مسأله از نظر اینکه واضح و بینیاز از استدلال است اهمیت چندانی ندارد ولی چنانکه بعداً خواهیم دید همین مسأله غیر مهم موجب پیدایش اساسیترین مسائل فلسفه یعنی مسأله «اصالت وجود و اصالت مهیت» شده و توجه به این مسأله برای براهینی که در آن مسأله اقامه میشود لازم است.
دوم: آیا مفهوم وجود یا هستی که به این امور متعدده در ذهن حمل میشود و حکم میشود که زمین هست، آسمان هست، انسان هست، درخت هست، یک مفهوم واحد و یک معنای واحدی است یا آنکه مفاهیم و معانی متعدده است، و به اصطلاح آیا مشترک معنوی است یا مشترک لفظی؟
از مسائل وجود همین یک مسأله است که در ما بعد الطبیعه ارسطو طرح شده.
ارسطو در مقاله «الف کبری» برای اثبات اینکه وجود یک مفهوم عام و شاملی است بحث اشتراک لفظی و اشتراک معنوی را پیش میکشد و ثابت میکند که مفهوم وجود از قبیل مشترک معنوی است نه لفظی.
قبلًا باید معنای اصطلاحی «مشترک معنوی» و «مشترک لفظی» را توضیح دهیم:
اگر فرض کنیم قضایای چندی را که دارای موضوعات متعددهای باشند ولی همه آنها از لحاظ محمول مشترک و مانند یکدیگر باشند طرح کنیم مثل اینکه بگوییم «زید انسان است» و «عمرو انسان است» و «حسن انسان است»، در این صورت گاه هست که محمول مشترک ما فقط از جنبه لفظ در همه یکی است نه از جنبه معنی، مثل اینکه ما به مایعی که از پستان گاو دوشیده شده اشاره میکنیم و میگوییم که «این شیر است» و به حیوان مخصوصی که دارای چنگال و دندان و یال و دم مخصوص است و در موزه حیوانات در قفسی حبس شده است نیز اشاره میکنیم و میگوییم «این شیر است» و