مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢٠ - نکته ٢
٦. میگویند: این بحث به جایی نمیرسد، زیرا اگر بنا شود خدا را به این دلیل اثبات کنیم که علت سایر اشیاء است از برای خدا نیز باید علت جست، زیرا هر موجودی خواه ناخواه باید علتی داشته باشد ١.
اشکال خواهد آمد ما از هر گونه توضیح دیگری خودداری میکنیم.[١]. در مقاله ٩ اصول فلسفه درباره این مطلب بحث کافی شده و در متن مقاله نیز خواهد آمد.
حکما و فلاسفه اسلامی در اثر برخورد با عقاید و آراء متکلمین توفیق یافتهاند که یک مبحث فلسفی با ارزش در باب علت و معلول باز کنند و آن اینکه «مناط احتیاج شئ به علت چیست؟»، آیا یک شئ از آن جهت که شئ است و موجود است نیازمند به علت است؟ و یا از آن جهت که نبوده است و بود شده است؟ و یا از آن جهت که در ذات و ماهیت خود امکان هستی و نیستی را توأما دارد؟ و یا جهت دیگری در کار است؟ ما در پاورقیهای آن مقاله مشروحا در این باره بحث کردهایم، تکرار نمیکنیم.
مبنای اشکال بالا این است که پنداشته شده است هر موجودی از آن جهت که موجود است نیازمند به علت است و از این رو گفته شده است خدا نیز موجود است پس علت وجود خدا چیست؟ این یک اشتباه فاحش است.
مسأله «مناط احتیاج به علت» که در بالا اشاره شد از برکت تصادم و برخورد آراء و عقاید متکلمین اسلامی با آراء و عقاید فلاسفه اسلامی در مسأله «حدوث عالم» در فلسفه پیدا شد و یکی از با ارزشترین مسائل فلسفی است. ما در مطالعات خود به این نکته قاطع برخوردهایم که در فلسفه اروپا اصلًا توجهی به این اصل اساسی فلسفی نشده است و بسیاری از بنبستها از این عدم توجه پیدا شده است. برعکس، در فلسفه اسلامی بسیاری از مسائل و لااقل بسیاری از براهین مسائل، ناشی از کشف و توجه به این اصل اساسی است. «برهان سینوی» در اثبات علة العلل متکی به این اصل است و با توجه به این اصل بیان شده است. بعداً درباره آن برهان بحث خواهیم کرد.
اکنون برای اینکه معلوم شود تا چه اندازه این اصل در فلسفه اروپا مجهول بوده است سخن راسل فیلسوف معاصر را در این زمینه نقل میکنیم و بحث بیشتر را به جای دیگر و وقت دیگر موکول میکنیم.