مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣١ - خدای هستی همه کمالات هستی را دارد
میدهد- ناچار حکم خواهیم کرد که بخشاینده هستی همه کمالات هستی را داراست.
است، یا قدیر است، یا حی است، یا مرید است، یا سمیع است، و یا بصیر، و نه میتوانیم چیز دیگر درباره او بگوییم. او واقعاً ممکن است برخی صفات داشته باشد ولی ما به هیچ وجه به معرفت آن صفات راه نداریم، همین قدر میدانیم که آن صفات- به فرض که صفاتی در کار باشد- صد در صد با صفاتی که ما میشناسیم و همه یا غالب آنها را از خودمان قیاس گرفتهایم مغایرند، پس ذات پروردگار برای بشر ذاتی است مجهول الصفات از هر جهت.
افرادی که چنین نظری دارند میگویند اگر چه در قرآن کریم اسماء و صفاتی برای خداوند ذکر شده است از قبیل علیم و قدیر و غیره، ولی ما باید این نامها را از معانیای که به ذهن ما میآید مجرد سازیم. معانی این الفاظ در ذهن ما همانهاست که از مخلوقات اقتباس شده و ذات احدیت از آنها منزه است. معانی واقعی اینها را خدا میداند و بس.
برخی دیگر تنزیه و نفی تشبیه را به این پایه نمیرسانند، آنها میگویند ما صفات سلبی خداوند را میتوانیم درک کنیم اما صفات ثبوتی او را نمیتوانیم درک کنیم. تشبیه آنگاه واقع میشود که برای خالق یک صفت ثبوتی اثبات کنیم، زیرا آن صفت ثبوتی خواه نا خواه یک صفت مشترک میان خالق و مخلوق خواهد بود، اما نفی صفت از خالق مانعی ندارد، خصوصاً با توجه به این جهت که غیر خداوند موجودی نیست که این نفیها به طور مطلق دربارهاش صادق باشد.
علیهذا میتوانیم به خداوند، «علیم»، «قدیر»، «حی»، «مرید» و امثال اینها اطلاق کنیم و معانی خاصی از این الفاظ در نظر بگیریم، ولی باید توجه داشته باشیم که معانی این الفاظ سلبی است نه ایجابی: «علیم» یعنی جاهل نیست، و «قدیر» یعنی عاجز نیست، و «حی» یعنی میت نیست، و «مرید» یعنی فاعل بالطبع نیست، و امثال اینها.
بنابر این تمام این صفات، جلالی و تنزیهی است نه جمالی و اثباتی.
برخی دیگر نظر سومی دارند. اینها مدعی هستند که از نظر تنزیه و تشبیه مانعی ندارد که یک صفت مشترک و لو آن صفت، ثبوتی و جمالی باشد، برای خداوند و مخلوق