مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧١٠ - نکته ٢
اتفاق
ما میگوییم سال گذشته بار درختان خوب بود و کمک شایانی به اقتصاد ما میکرد ولی اتفاقا سرمای آخر بهار یا تگرگ اول تابستان محصول سر درخت را از میان برده به رشد اقتصاد لطمه زد.
همچنین میگوییم امروز بامدادان برای خریدن حوائج خانه به بازار میرفتم اتفاقاً با فلان دوستم برخورد نمودم و فلان گزارش را به من داد.
است که انسان باید طی کند تا به سیر شدن برسد، و همچنین سنگی که از بالا به طرف مرکز زمین میآید متمایل و متوجه به مرکز زمین است (خواه آنکه مبدأ میل در سنگ باشد یا در زمین) و مسافت بین راه را از آن جهت طی میکند که به مرکز زمین جذب شود و اگر این جذب و انجذاب بین سنگ و مرکز زمین که نتیجهاش رسیدن سنگ به زمین است نبود و به عبارت دیگر اگر توجه سنگ به مرکز زمین نبود مسافت بین راه طی نمیشد. پس همان طوری که صادق است که اگر طی مسافت بین راه نباشد رسیدن به مرکز محقق نمیشود ایضاً صحیح است که اگر رسیدن به مرکز نباشد طی مسافت بین راه وجود نمییابد یعنی بین ایندو علیت متقابل برقرار است.
علت غائی و علت فاعلی
ممکن است که این تصور برای بعضی پیش آید که فرض علت غائی با فرض علت فاعلی منافی است (چنانکه این توهم برای برخی پیش آمده) زیرا علت فاعلی همان است که وجود دهنده معلول است و بدیهی است که یک شئ نمیتواند دو علت وجود دهنده داشته باشد یعنی هم وجودش معلول علت فاعلی باشد و هم معلول علت غائی.
پاسخ این توهم از آنچه قبلًا در مقام بیان رابطه فعل و غایت گفتیم معلوم شد زیرا معلوم شد که تأثیر علت غائی و علت فاعلی در عرض یکدیگر نیست که منافی با یکدیگر باشد بلکه در طول یکدیگر است و علت غائی مکمل علت فاعلی است یعنی