مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٨١ - نکته ٢
حس، حرکت او را نمیفهمید و باز هم نمیفهمد، همان [افلاکی] است که میپنداشتیم و باز هم میپنداریم که میچرخد، و همان ستارگاناند که طلوع و غروب داشتند و اکنون نیز دارند.
البته به ذهن هر شنوندهای خطور خواهد کرد که این دو مورد فرق دارند، زیرا اشتباه سکون زمین از راه استدلال ریاضی که به حس منتهی است مرتفع شده ولی اشتباه نفی صانع این نحو نیست.
ولی باید متذکر شد که: تمثیل و مقایسه نامبرده مربوط به تحقق یا احتمال اشتباهی است که دلیلی بر نفی او نداریم نه به اینکه هر دو اشتباه عقلی هستند یا حسی یا مختلف. انسان در برابر احتمالی که دلیل بر نفی آن ندارد نباید با نفی یا استبعاد به ستیزه جاهلانه بپردازد.
پس در زمینه آغاز و انجام بیان گذشته این پرسش کاملا درست و منطقی است که:
«آیا واقعیت این جهان گذران و هر یک از اجزای وی (با اینکه اصل واقعیت هرگز نابود نمیشود) از آن خود اوست یا واقعیت همه از آن یک واقعیت دیگر پا بر جا و [دارای] استقلال بوده و همه از آن سرچشمه میگیرند؟»
الهیون به این پرسش پاسخ مثبت داده و چنین سرچشمه هستی را از برای جهان اثبات میکنند و چنانکه هر متتبعی میداند بیانات و ادلّه بیشماری در این مقام ذکر کردهاند. ولی ما نظر به زمینهای که با سخنان گذشته ما آماده شده به دو بیان زیرین اکتفا مینماییم.