مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٢ - نکته ٢
استشعار نموده و فرضیه تازه و وسیعتر و سازگارتر به جای فرضیه کهنه نشانیده و باز به کنجکاوی خود ادامه میدهد و در این حال فرضیه کهنه از جهان دانش سپری
زاویه . چنانکه ملاحظه میشود خلاقیت ذهن مدیون همین قیاس به اصطلاح صوری است که ذهن را از «کلی» به «کمتر کلی» عبور داده، چیزی که هست چون این قیاس دوم در همه موارد به یک نحو به کار برده میشود و همواره انسان نسبت به آن حضور ذهن دارد در فرمول ریاضی دخالت داده نمیشود.
بعضی از فلاسفه و روانشناسان جدید، غیر تجربی بودن یک سلسله اصول کلی عقلانی را پذیرفتهاند یعنی قبول کردهاند که پیدایش این احکام کلی عقلانی مولود مشاهده و آزمایش و استقراء نیست، لکن ادعا کردهاند که پیدایش این اصول معلول عوامل حیاتی یا عوامل اجتماعی است یعنی احتیاجات زندگی فردی یا زندگی اجتماعی ذهن را وادار کرده است که این اصول را بسازد مثلًا حکم کند به اینکه «تناقض محال است» و «ثبوت شئ برای خود ضروری است» و «صدفه محال است» ... و با تغییر احتیاجات زندگی ممکن است این اصول در فکر بشر جای خود را به یک سلسله اصول دیگر بدهد و علیهذا اصول اولیه فوق هر چند معلول تجربه نیست ولی ارزش منطقی مطلقی هم که منطق تعقلی برای آنها قائل است و آنها را صحیح مطلق و کلی و ازلی و ابدی و تخلف ناپذیر میداند درست نیست.
این نظریه از نظریه تجربی ضعیفتر است. در این نظریه بین افکار حقیقی و افکار اعتباری فرق گذاشته نشده. ما در مقاله ٦ که در اعتباریات و افکار عملی گفتگو میکنیم در اطراف این نظریه مشروحاً بحث خواهیم کرد.
گروه دیگر نغمه دیگری ساز کردهاند. این گروه نیز قبول کردهاند که اصول فوق غیر تجربی است و هم قبول کردهاند که ذهن از حکم کلی به حکم جزئی سیر میکند لکن ادعا کردهاند که اصول فوق برای ذهن ارزش یقینی ندارد و صرفاً فرضهایی است که ذهن آنها را ساخته و خود ذهن درباره آنها شک و تردید روا میدارد، چیزی که هست ذهن مجبور است که این فرضیههای بلادلیل را مسلّم فرض کند زیرا اگر این فرضهای بلادلیل را نپذیرد و فرض نکند که مثلًا «تناقض ممتنع است» و «صدفه محال است» ... علم خراب میشود و علم بشر انتظام و استحکام و استقرار پیدا نمیکند.