مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠٨ - نکته ٢
ما میدانیم که به یک فرد انسان که از روی غریزه فطری خود از هر علتی بحث میکند نمیتوان گفت استثنائا در یک مورد، غریزه فطری خود را رها کند.
و اگر گاهی در اثر اشتباه کاری، ذهن وی از این بحث منصرف شده به پرستش ماده بپردازد، غریزه فطری وی در پس پرده به فعالیت خود ادامه داده در موقع فرصت، فرآورده خود را بیرون خواهد ریخت.
ما با این بیان به این نتیجه میرسیم که:
« بحث و گفتگو در خدای جهان، فطری انسان است .»
و با این نتیجه پاسخ پرسش اول از پرسشهای سهگانه که در آغاز سخن گذاشته بودیم روشن میشود.
به فکر و مطالعه نمییابد با اینکه علاقه به تحقیق و کاوش یک علاقه فطری و ذاتی است در بشر.
علاقه دینی نیز همین طور است، با شرایط محیط بستگی دارد؛ یعنی بود و نبود موجبات توجه به مادیات در کاهش و افزایش این علاقه تأثیر بسزا دارد.
بعلاوه هر علاقه فطری در عین فطری بودن احتیاج دارد به تذکر و تنبّه. بود و نبود مذکرات الهی یعنی اموری که بشر را به خدا و خالق خودش توجه دهد در افزایش و کاهش این علاقه مؤثر است. کدام رغبت طبیعی است در بشر که بود و نبود اموری که بشر را نسبت به آنها یادآوری میکند تأثیر ندارد؟ آیا رغبت به خوراک اینطور است؟ یا رغبت جنسی اینطور است؟!
پس بسیار ساده و طبیعی است که گرفتاریها و سرگرمیهای مادی امروز بشر که فراوان و جالب و جاذب است از توجه به بحث و کاوش در امور معنوی بکاهد. ولی این گرفتاریها و سرگرمیها سبب نمیشود که علاقه بشر به این مسائل به کلی از میان برود. بشر امروز نیز اگر فراغتی بیابد با عشق و علاقه وافر به سوی این مسائل گرایش پیدا میکند. در جهان امروز فکر و کوشش و تعلیم و تعلم و تحقیق و تألیف و سخنرانی درباره مسائل الهی کم نیست.
در سال دهها هزار کتاب و مقاله از طرف دانشمندان جهان در این موضوعات