مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣٦ - خدای هستی همه کمالات هستی را دارد
و مثلًا در بسیاری از موجودات صفت کمالی به نام «علم» داریم چنانکه در انسان و سایر جانوران زنده پیداست؛ و همچنانکه در «قدرت» گفته شد
و البته این به آن معنی نیست که عقل قادر است به کنه صفات پروردگار پی ببرد. جز علوم ریاضی که وضع خاصی دارند هیچ علمی مدعی نیست که به کنه موضوعات خود پی میبرد. ما بعداً به تبع متن درباره این جهت بحث خواهیم کرد.
اما اشکال سوم: البته در آیات و روایات از تنزیه زیاد سخن رفته است؛ اما آیات، از قبیل:
سبحان ربّک ربّ العزّة عمّا یصفون (صافات/ ١٨٠) لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار (انعام/ ١٠٣)
آیه اخیر در روایات (کافی، باب ابطال الرؤیة) به اعم از ابصار عیون و اوهام قلوب تفسیر شده است.
اما روایات: در کتب حدیث مخصوصاً کافی تحت عنوان «باب النسبة» و «باب النهی عن الکیفیة» و «باب ابطال الرؤیة» و «باب النهی عن الصفة بغیر ما وصف به نفسه جلّ و تعالی» روایات زیادی آمده است که ممکن است اشکال فوق استنباط شود. مخصوصاً باب اخیر روایات زیادی دارد که مربوط به این مطلب است.
برای اینکه مطلب کاملًا روشن شود مقدمتا دو نکته باید گفته شود: یکی اینکه سخن در این نیست که آیا بشر قادر است پا از تعلیمات قرآن و اولیاء وحی و الهام فراتر بگذارد یا نگذارد؟
معاذ اللّه فراتری وجود ندارد، تعلیمات قرآن و توضیحاتی که در زمینه این تعلیمات از طرف اولیاء دین رسیده است آخرین حد صعود و کمال معارف الهی است که دست بشر میتواند به آنها برسد.
و همچنین سخن در این نیست که آیا باید از تعلیمات قرآن و شاگردان مستقیم قرآن در این زمینه الهام گرفت و یا باید آنها را کنار گذاشت.
بدون شک همان طور که قبلًا اشاره شد بزرگترین و الهام بخشترین این حقایق، قرآن مجید و سخنان شاگردان و دست پروردگان قرآن است. سخن در چیز دیگری است، سخن در استقلال قوه فکر و اندیشه بشر در مسائل الهی است، سخن در این