مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤٤ - نکته ٢
و از این بیان به وضوح میپیوندد که امکان داشتن فعلیتی در ماده، حقیقتش این است که یک نحوه ثبوت وجودی در ماده دارد که هنوز آثار خارجی فعلیت بعدی را واجد نیست و پس از آنکه ماده در سیر تکاملی خود تمام فعلیت را پیدا کرد آثار خارجی را نیز از خود بروز میدهد.
مثلًا فعلیت سیب وجود بیاثری در تخم سیب دارد با یک وجودات بیاثر دیگری از فعلیتهای دیگری که امکان دارند و هنگامی که تخم با سیر تکاملی خود در
از نظر زمان نیز عیناً همین محدودیت را داریم. در هر زمانی که هستیم ماورای آن زمان را نمیتوانیم مشاهده کنیم. همان طوری که از نظر مکان محدودیم و فقط قسمتی از مکان را اشغال میکنیم از نظر زمان نیز محدودیم و فقط در قسمتی از زمان واقع هستیم و آن را اشغال کردهایم. آن قسمت از زمانی که بر ما احاطه کرده است پردهای جلو چشم ما به وجود میآورد که گذشته و آینده را معدوم میانگاریم ولی در واقع نه گذشته معدوم است نه آینده. گذشت زمان به منزله مسافرت از مکانی به مکان دیگر است که پرده را از جلو چشم ما برمیدارد و ما خود را با آیندهای که آن را معدوم میانگاشتیم مواجه میبینیم، با این تفاوت که در مورد مکان این ما هستیم که با حرکت خود پرده مکان را عقب میزنیم و خود را به مکان دیگر میرسانیم ولی در مورد زمان این خود زمان است که با حرکت سریع خود پردهها را از جلو چشم ما عقب میزند، لحظه به لحظه ما را با واقعیتهای جدیدی روبرو میسازد.
حاجی سبزواری در تعلیقات اسفار از بعضی حکما (میر داماد) نقل میکند که گفته است زمان و زمانیات نسبت به موجودات فوق زمان (مجردات علوی) نظیر مکان و مکانیات نسبت به ما هستند. اموری که در زنجیر زمان متفرق میباشند به حسب وجود دهری با هماند. مثل انسانها در حالی که در زنجیره زمان قرار دارند نسبت به موجودات فوق الزمان مثل مورچهای است که بر روی چوب یا ریسمان رنگارنگی حرکت میکند نسبت به انسان. مورچه روی هر قسمت از ریسمان که دارای رنگ خاصی است قرار میگیرد، به واسطه محدودیت وجودی که دارد قسمتهای دیگر را نمیبیند و درک نمیکند، آن قسمتها از او پنهانند و نسبت به او معدومند، تا میرسد به قسمت دیگر که رنگ دیگر است، باز به واسطه محدودیت وجود خود تمام جهان را به آن رنگ میبیند و رنگی که از آن گذشته و رنگ دیگری که بعداً به او خواهد رسید