مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٢٣ - خدا یکی است
و چون علیالفرض این دو واجب نیز باید از سه واجب قبلی ممتاز باشند مستلزم این است که لا اقل سه مابهالامتیاز دیگر یعنی سه واجب دیگر در کار باشد و این خود مستلزم هشت واجب است و هشت واجب مستلزم سیزده واجب است و سیزده واجب مستلزم بیست و یک واجب و بیست و یک واجب مستلزم سی و چهار واجب است و همین طور الی غیر النهایه.
پس وجود دو واجب مستلزم بینهایت واجبهاست یعنی مستلزم این است که یک واجب از بینهایت واجبها ترکیب یافته باشد.
گذشته از اینکه ترکب با وجوب ناسازگار است این نوع خاص ترکب، یعنی ترکب از اجزائی که هر جزء مستلزم جزء دیگر علاوه بر اجزاء مفروضه اوّلی باشد، محال است.
برهان پنجم: این برهان از طریق «معرفی شدن خدا» است. در این برهان «نبوّت» پایه برهان قرار گرفته است.
ابتدا عجیب به نظر میرسد که نبوّت که در مرتبه بعد از توحید است پایه اثبات توحید قرار گیرد. به نظر میرسد این دلیل که در کلمات امیر المؤمنین علی (ع) خطاب به فرزند عزیزش امام حسن (ع) آمده است یک دلیل اقناعی است نه برهانی، ولی حقیقت این است که این دلیل برهانی است نه اقناعی.
مسأله اینکه نبوّت نمیتواند مبنا و پایه توحید قرار گیرد مطلب درستی است ولی به این معنی که بخواهیم وجود خداوند یا یگانگی خداوند را به استناد سخن «نبی» اثبات کنیم؛ ولی ایندو (وجود خدا و یگانگی او) در این جهت یکسان نیستند، هر یک از ایندو ملاک جداگانه دارد. اینکه وجود خداوند را نمیشود با استناد به سخن «نبی» اثبات کرد به موجب یک ملاک است و اما اینکه یگانگی خداوند را نمیتوانیم به استناد سخن نبی اثبات کنیم به موجب ملاک دیگر است.
اثبات وجود خداوند به استناد سخن نبی «دور» است، زیرا سخن نبی آنگاه برای ما سند و حجت است که او را نبی و از جانب خداوند بدانیم پس قبلًا باید به خداوند ایمان داشته باشیم تا به سخن پیامبرش مؤمن و مذعن باشیم. بنابر این چگونه میتوانیم وجود خداوند را تعبدا و به استناد سخن او بپذیریم.
اما اثبات توحید و یگانگی خدا به استناد سخن نبی «دور» نیست زیرا در این فرض که قبلًا به حکم برهان اثبات واجب الوجود شده است- هر چند هنوز وحدت