مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٦ - نکته ٢
اشکال
فرضاً همه سخنان گذشته با پایههای استدلالی آنها که در این مقالهها (مقاله ٣، ٤، ٥) ذکر شده درست باشند این حقیقت قابل انکار و اغماض نیست که همه علوم و ادراکات یا بیشتر آنها از واقعیت ماده خارجی گرفته شده پس ماده به هر تقدیر در زایش اینها مؤثر میباشد و متصور نیست که یک موجود متحول متکامل، یک پدیده ثابت غیر متغیر به وجود آورد. و از این روی از پذیرفتن تحول در علوم و ادراکات چاره و گریزی نیست و روی این اصل همه سخنان دیالکتیک در توصیف حال علوم و ادراکات و روشی که اتخاذ کرده درست خواهد بود.
پاسخ
آنچه را اصول مبرهنه گذشته اقتضا میکند این است که با فرض مادی نبودن علوم و ادراکات، از «زایش طبیعی» نمیتوان دم زد و طبعاً در این صورت تبعیتهای حکمی میان ماده و ادراکات از میان بر میخیزد و آنچه بحثهای فلسفی در مورد نسبت وجودی در میان موجودات غیر مادی نتیجه گرفته، با حفظ موافقت آن در مورد ادراکات، باید گفت انسان در موقع حصول یک سلسله آثار مادیه با شرایط مخصوص، این پدیدههای غیر مادی برایش ظهور میکند که با ماده مطابقت مخصوصی دارند جز اینکه ماده همیشه ناقص و متحول و آن پدیدههای غیر مادی تام و ثابت میباشند؛ و اینکه ما در میان سخنان خود در مورد این پدیدهها نام «زایش» و «توالد» و «استنتاج» و «تکون» به زبان میآوریم در اثر محیط بحث و انس با ماده و مادیات بوده و جز تجوّز و تسامح صورتی ندارد.
اشکال
آزمایشهای متوالی نشان میدهد که محیط زندگی انسان در افکار وی سهیم میباشد و اختلاف معلومات و افکار با اختلاف منطقه و محیط زندگی حتی در یک فرد انسانی به حسب دو زمان و به موجب اختلاف شرایط، روشن و غیر قابل انکار است و همچنین ما میتوانیم با تربیتهای گوناگون در انسان افکار گوناگون ایجاد نماییم، پس «حقایق علمی» مخلوق خودمان و تابع خودمان بوده و یک ثبوت غیر قابل تغییری ندارند