مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠٩ - نکته ٢
و همچنین پاسخ پرسش دوم ١، زیرا غریزهای فطری که او را ساختمان واقعی موجودی به وجود آورده هیچگاه بیرون از گردشگاه واقعی خود پای ننهاده کار نمیکند چنانکه محال است گوش به خیال دیدن بیفتد و یا دهان آرزوی شنیدن داشته باشد و همچنین.
اگر فطرت ما راهی برای اثبات یا نفی این موضوع نداشت هرگز این فکر و اندیشه را به خود راه نمیداد. پس:
نگارش مییابد. آن کتابها و مقالهها از سایر کتابها و مقالات علمی و ادبی اگر خواننده بیشتری نداشته باشد کمتر هم ندارد.[١]. پرسش دوم این بود: «آیا این بحث صحیح و رواست؟» توهّم ناروا بودن این بحث از آنجا پیدا میشود که دستگاه فکری و عقلانی بشر را نسبت به درک این معانی و مفاهیم ناتوان و نارسا بدانیم.
این توهم، هم در میان گروهی از فلاسفه پیدا شده و هم در میان گروهی از متشرّعه. فلاسفه حسی معتقدند که حدود و منطقه فهم و درک بشر محسوسات است، ماوراء منطقه محسوسات از دسترسی فهم بشر خارج است، بشر نه میتواند چیزی را درباره ماوراء منطقه محسوسات بپذیرد و نه میتواند نفی کند.
این عده از فلاسفه، هم با فلاسفه الهی اختلاف نظر دارند و هم با فلاسفه مادی؛ زیرا این هر دو دسته برای فکر و ذهن بشر قدرت تحقیق در ماوراء محسوسات (اثباتاً یا نفیاً) قائلند.
برخی از فلاسفه و دانشمندان الهی اروپا نیز کمیت عقل را در میدان مسائل الهی به کلّی لنگ دانستهاند و راه معرفت را منحصر به الهام و اشراق دانستهاند. پاسکال و برگسون از این دستهاند.
ما پاسخ فلاسفه حسی را در پاورقیهای جلد اول و جلد دوم این کتاب دادهایم. پاسخ این دسته از دانشمندان را نیز از ضمن مباحثی که در مقالات گذشته تحقیق شده است میتوان دریافت. بعلاوه در آینده نیز درباره آن بحث خواهد شد.
گروهی از متشرعه نیز معتقدند که عقل بشر از درک حقایق ماوراء الطبیعی قاصر است و در این مسائل مانند مسائل عملی باید متعبد بود. به عقیده بعضی از این افراد هیچ صفت خدا حتی یگانگی او را نمیتوان با دلائل عقلی ثابت کرد.