مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩١١ - نکته ٢
این بحث بیفایده نیست.
آری، پس از این بیان نوبت سؤال دیگری میرسد و آن اینکه: «چرا مادیین از این بحث سرپیچی میکنند؟».
باید متذکر شد که: بسیار میشود انسان به واسطه افراط و زیادهروی در حکم یکی از غرایز خود، سرسپرده همان غریزه شده از اجابت غرایز دیگر سر باز میزند مانند عاشقی که زمام هستی خود را به دست عشق داده از همه شؤون
اخلاقی است، و از نظر اجتماعی ضامن قدرت قانون و عدالت و حقوق افراد در برابر یکدیگر است. بحث در فواید ایمان و اعتقاد به خدا از حدود وظیفه این مقاله خارج است.[١]. مادّیت بر دو نوع است: مادّیت فلسفی و مادّیت اخلاقی.
مادیت فلسفی این است که جهان بینی فلسفی کسی مادی باشد یعنی جز ماده و شؤون ماده چیزی را واقعی نداند.
مادیت اخلاقی آن است که کسی اخلاقا و عملًا مادی باشد یعنی فقط به لذائذ مادی و حیوانی عشق بورزد و جز معشوقها و معبودهای شهوانی نپرستد. ایندو از یکدیگر قابل تفکیکاند.
ممکن است کسی از نظر فلسفی مادی باشد ولی از نظر اخلاقی مادی نباشد و به شرافتهای اخلاقی و انسانی عملًا پایبند باشد. اینگونه افراد هر چند به ندرت یافت میشوند و هر چند طرز کار و عمل آنها منطق صحیحی ندارد ولی احیاناً پیدا میشوند. البته میان طرز تفکر مادی و شرافت اخلاقی نوعی تضاد وجود دارد، ولی این تضاد در بعضی از افراد وجود پیدا میکند و علل خاصی دارد.
و هم ممکن است کسی از نظر فلسفی طرز تفکر مادی نداشته باشد ولی اخلاقاً و عملًا مادی باشد.
ولی غالباً مادیت اخلاقی منجر به مادیت فلسفی میشود؛ یعنی مادیت اخلاقی طبعاً آدمی را به انتخاب مادیت فلسفی متمایل میکند. فرو رفتن در شهوات حیوانی سبب میشود که انسان برای اینکه عمل خود را نزد وجدان خود و نزد دیگران توجیه