مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٧ - نکته ٢
آیا مانند دانشمندانی که گفتهاند حقایق را باید با کمک حس و تجربه فقط به دست آورد برای شناختن مطلق واقعیت و اوصاف و خواص او به حس و تجربه بپردازیم؟
و یا به سخن آنانی که گفتهاند «حقیقت باید متکی به عمل و وابسته به کار بوده باشد وگرنه اندیشه و فکری که ارتباط به عمل نداشته باشد پندار خالی بوده و از حقیقت دور است» گوش کنیم و یا مانند ...
این راهها راههای رسایی هستند ولی نسبت به مقصد ویژه خودشان نه به هر مقصد.
این دانشمندان کسانی هستند که به تحقیق درباره یک سلسله از امور مادیه که میدان فعالیت حس و تجربه میباشد اشتغال ورزیده یک رشته واقعیتهای مقیده (خواص موضوعات مادیه) به دست آوردهاند. آنگاه خاموشی فن خود را از بحثهایی که خارج از وظیفه آن میباشد مانند بحث و کنجکاوی در اصل واقعیت و
احساس را نیز ما احساس کردهایم؟ یکی دیگر از تصدیقهای ضروری ذهن ما واقعیت داشتن تجربه است؛ آیا وجود تجربه را ما با تجربه ثابت کردهایم؟ و بعلاوه همان طوری که در متن بیان شده خود این ادعاها که از این اشخاص میشنویم که به این صورت تعبیر میشود: «هر حقیقتی را فقط با حس و تجربه باید به دست آورد» و یا اینکه «به غیر محسوس اعتباری نیست» حسی و تجربی نیست زیرا برخی کلی است و برخی منفی و حس به منفی و کلی تعلق نمیگیرد پس اگر به غیر حس و تجربه اعتباری نیست به خود این ادعاها نیز اعتباری نیست.
یک توجه مختصر به خود مسائل فلسفی این گمان کودکانه را از بین میبرد و روشن میکند که تحقیق این مسائل از حدود احساس و آزمایش خارج است؛ مثلًا تصور همین مسائلی که در همین مقاله به نظر خواننده محترم میرسد: اشتراک وجود، اصالت وجود، تشکیک وجود و غیره به خوبی میرساند که ادعای اینکه تحقیق در این مسائل را باید از راه حس و تجربه و در زیر ذرهبین و لابلای لابراتوار انجام داد چقدر مضحک و مسخره است.
اشتباه در وسیله تحقیقات فلسفی تا اندازه زیادی ناشی از اشتباه دیگری است راجع به اینکه فلسفه چیست؟ و چه فایدهای دارد؟ و فرق آن با علم چیست؟ در مقاله ١ رفع این اشتباهات به حد کافی شده است.