مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٣ - نکته ٢
است که آن شئ ازلی و ابدی بوده باشد و لازمهاش این است که آن شئ، ذاتی مستقل و قائم به خویشتن و واجب الوجود بوده باشد.
ولی این توهم باطل است و ملازمهای بین وجوب ذاتی وجود به حسب اصطلاح منطق با وجوب ذاتی وجود به حسب اصطلاح فلسفی نیست و همچنین هیچ منافاتی بین ضرورت ذاتی وجود به حسب اصطلاح منطق و ضرورت غیری وی به حسب اصطلاح فلسفه نیست و ما همه این مقدمات را برای همین یک نکته بیان کردیم و آنجا که در همین مقدمه عنوان «اصالت وجود و ضرورت و امکان» را طرح میکنیم مشروحا این مطلب را بیان خواهیم کرد.
فرق نگذاشتن بین «ضرورت ذاتی منطقی» و «ضرورت ذاتی فلسفی» موجب اشتباهات عظیمی برای عدهای از مدعیان فلسفه و غیر هم از مادی و غیر مادی شده و همین فرق نگذاشتن موجب شده که طرفداران منطق دیالکتیک مبحث «ضرورت» را در منطق زائد بدانند بلکه اعتقاد به نسب ضروریه را از مظاهر جمود منطق به اصطلاح «استاتیک» بدانند. ما این اشتباهات را بعداً در متن پاورقیهای خود مقاله بیان خواهیم کرد.
توجیه نظام موجودات
مطالبی که تحت عناوین گذشته بیان کردیم همه مقدمه توجیه نظام موجودات بود. از مطالب گذشته معلوم شد که نتیجه برخی از نظریهها نفی وجوب و ضرورت نظام موجودات بود و نتیجه برخی اثبات آن، و طرفداران نظریه ضرورت نظام موجودات نیز یک دسته نبودند بلکه برخی آن نظام را مؤلّف از ضرورت بالذات و ضرورت بالغیر میدانستند و برخی تمام این نظام را از ضرورات بالغیر مؤلف میدانستند.
مجموع آراء دانشمندان را در توجیه ضرورت و لا ضرورت نظام موجودات میتوان این طور خلاصه کرد:
هیچ ضرورت و وجوبی بر موجودات حکمفرما نیست زیرا قانون علّیت و معلولیت عمومی غلط است و